جوانان وقرآن

یکی از ویژگیهای دوران جوانی، قهرمان‏گروی و الگوپذیری است. از سوی دیگر، نوگرایی و تنوع‏طلبی از صفات جوانان است. آنها گاهی به مبانی ارزشی و باورهای وحیانی نیز توجه می‏کنند و ذهن جست و جوگر آنان، به دنبال حقایق زلال و ناب و منطقی کاوش می‏کند.(26)
به طور کلی آمیزه‏ای از شناخت و احساس مذهبی می‏تواند منجر به برخورداری از یک بازخورد یا بینش مذهبی شود و چگونگی بازخورد مذهبی، زمینه ظهور رفتارهای مذهبی را فراهم می‏آورد. هرگاه شناخت ما از یک پدیده با احساس خوشایند عجین شود، در ما بازخورد مثبت و آمادگی پدیدار شدن رفتار دلخواهی فراهم می‏آید. مدیران و مربیان دینی باید پیامهای دینی را پس از ایجاد آمادگی و نگرش مثبت نسبت به موضوع مورد نظر به مخاطبان انتقال دهند. آنها باید خود الگوی آن پیام باشند و بیشتر جنبه‏های رفتاری را در نظر بگیرند تا اینکه اطلاعات را انباشت نمایند.(27)
قرآن کریم در حوزه اندیشه، اخلاق، ارزشها و معاشرت اجتماعی، الگوهای مناسبی را معرفی می‏کند و رسالت هدایتی و تربیتی خود را با بیان داستانهای واقعی به نمایش می‏گذارد. قرآن در حوزه اندیشه و مبارزه، باورهای خرافی و غیرواقعی عصر ابراهیم ـ علیه‏السلام ـ را معرفی می‏نماید و اینکه او در سنین جوانی به مبارزه با بت‏پرستی پرداخت. وی ابتدا با سرپرست خود آذر پیکرتراش گفت و گو کرد و از او و همفکرانش بیزاری جست. خداوند در قرآن می‏فرمایند:
«و لقد آتینا ابراهیم رشده من قبل و کنّا به عالمین اذ قال لابیه و قومه ما هذه التماثیل التی انتم لها عاکفون.»(28)
«ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از شایستگی او آگاه بودیم، آن هنگام که به پدرش و قوم او گفت: این مجسمه بی‏روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می‏کنید؟»
حضرت ابراهیم ـ علیه‏السلام ـ بعد از اعلام بیزاری و اظهار دشمنی، بتها را شکست؛ ولی کسی نمی‏دانست که چه کسی این کار را کرده است. از این رو گزارش دادند که «سمعنا فَتیً یذکرهم یقال له ابراهیم»؛(29) «جوانی را می‏شناسیم به نام ابراهیم که از بتها به بدی یاد کرده است.» و سپس تا پای جان از باور توحیدی دفاع می‏کند.
نمونه دیگر، اصحاب کهف است. آنان جوانانی خداباور بودند، و حاضر نشدند دست از عقیده خود بردارند:
«اِنَّهُمْ فتیةٌ آمنوا بربّهم»(30)
«اصحاب کهف جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان داشتند.»
و شعارشان این بود:
«رَبُّنا ربّ السموات و الارض لن ندعوا من دونه الهاً»(31)
«پروردگار ما پرودگار آسمانها و زمین است و به جز او خدایی دیگر را نمی‏خوانیم.»
این گروه خداباور در راه عقیده خود استوار بودند و حاضر نشدند با طاغوت زمان خود همنوا شوند. آنها دیار و خانه خود را رها کرده، به غاری پناه بردند:
«اذ اَوی الفتیة الی الکهف قالوا ربّنا آتنا من لدنک رحمةً و هیّیْ لنا من امرنا رَشَدا»(32)
«به یاد آور هنگامی که جوانان به غار پناه بردند و گفتند: خدایا از سوی خودت به ما رحمت بده، و زمینه رشد ما را فراهم فرما.»
در حوزه اخلاق علمی و عملی، قرآن سرمشق معرفی می‏کند. از جمله در مسئله از خود گذشتگی، علی ـ علیه‏السلام ـ را نمونه بارز آن معرفی می‏کند:
«و من الناس من یشری نفسه ابتغاءَ مرضات الله»(33)
«برخی از مردم ـ علی (علیه‏السلام) ـ کسانی‏اند که جان خود را برای خشنودی خدا می‏فروشند.»
قرآن برای آموختن دانش، سرمشق معرفی می‏کند: دانشجو در دانشگاه قرآن، حضرت موسی ـ علیه‏السلام ـ و استاد خضر پیامبر است؛ با اینکه موسی دارای مقام والایی در پیشگاه خداست، از بنده‏ای از بندگان خدا درخواست آموزش می‏کند:
«قال له موسی هل اَتَّبِعُکَ علی اَنْ تُعملّن ممّا عُلِّمتَ رُشْداً»(34)
«موسی به او (خضر) گفت: آیا از تو پیروی کنم تا آنچه به تو آموخته شده و مایه رشد و تعالی است، به من بیاموزی.»
و موسی با اعلام آمادگی و شکیبایی ورزیدن در کلاس استاد الهی راه پیدا کرد.
قرآن الگوی مبارزه با خواهشهای نفسانی را یوسف صدیق ـ علیه‏السلام ـ می‏داند که در دوره جوانی در خانه عزیز مصر بود و در خانه زنی به نام زلیخا زندگی می‏کرد، با اینکه یوسف ـ علیه‏السلام ـ در اوج جوانی و فوران شهوت و زلیخا زنی زیباروی بود امّا با تکیه و پناه بر خدای خود، از دام شهوت رها شد و آزادمرد تاریخ گشت. قرآن برای زنان، مریم را الگوی طهارت و پاک‏دامنی قرار داده، او را ستایش می‏کند.(35)
قرآن دختران شعیب پیامبر را الگوی شرم و حیا در جامعه بشری می‏داند که پیام پدر را با نهایت وقار و گام برداشتن از روی عفت و شرم به حضرت موسی ابلاغ می‏کنند و الگوی رفتار و معاشرت اجتماعی را نشان می‏دهند.(36)
اسماعیل در قرآن، سرمشق تسلیم و رضا در برابر خواست الهی و سرافرازی در امتحان الهی است.
خداوند در قرآن از زبان او می‏فرمایند:
«یا ابت افْعَلْ ما تؤمر ستجدنی ان شاءالله من الصابرین»(37)
«ای پدر، هر آنچه را بدان مأموری انجام بده، به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت.»

7.جوانان از دیدگاه امام راحل ـ قدس سره الشریف ـ و انس با قرآن

امام راحل ـ قدس سره ـ در طول نهضت خود همواره جوانان را می‏ستود و آنان را ارشاد و راهنمایی می‏کرد و برای پیشبرد آرمانهای اسلام بر آنان سرمایه‏گذاری می‏نمود:
«شما جوانها امید من هستید، نوید من هستید، امید من به شما توده جوان است. به شما توده محصل است. من امید این را دارم که مقدرات مملکت ما، بعد از این به دست شما عزیزان بیفتد و مملکت ما را شما عزیزان حفظ کنید. شما جوانان برومند، شما محصلین ارجمند، در هر جای از ایران که هستید باید بیدار باشید با بیداری از حقوق خودتان دفاع کنید.»(38)
«اگر قرآن نبود، باب معرفة‏الله بسته بود الی الابد. قرآن کتاب انسان‏سازی است. هر چه در راه خدا بدهیم و هر چه در راه قرآن بدهیم، فخر ماست، افتخار ماست، راه حق است؛ قرآن کریم پناه همه ماست. قرآن کتاب انسان‏سازی است، کتاب انسان متحرک است، کتاب آدم و کتابی است که آدمی را از اینجا تا آخر دنیا و تا آخر مراتب حرکت بکند، راه می‏برد ... قرآن باید در تمامی شئون زندگی ما حاضر باشد.»(39)
«من با تأیید خداوند متعال و تمسک به مکتب پرافتخار قرآن، به شما فرزندان عزیز اسلام مژده پیروزی نهایی می‏دهم، به شرط اینکه نهضت بزرگ اسلامی و ملی ادامه یابد و پیوند بین شما جوانان برومند اسلام ناگسستنی باشد.»(40)
«رمز پیروزی ما این است که اتکال به خدای تبارک و تعالی داشتیم، رمز پیروزی اتکال به قرآن و این شیوه مقدس که شهادت را استقبال می‏کردند بود. این رمز را حفظ کنید. این رمز پیروزی را تا حفظ کنید پیروز هستید.»(41)
«مجاهدات و کوششهای خستگی‏ناپذیر شما جوانان روشن ضمیر مسلمان در راه درک صحیح اسلام و شناسایی حقیقت قرآن کریم، موجب امیدواری و خرسندی مسلمانان بیدار است. بر شما جوانان مسلمان لازم است که در تحقیق و بررسی حقایق اسلام، در زمینه‏های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و غیره اصالتهای اسلامی را در نظر گرفته و امتیازاتی را که اسلام را از همه مکاتب دیگر جدا می‏سازد، فراموش نکنید. مبادا قرآن مقدس و آیین نجات‏بخش اسلام را با مکتبهای غلط و منحرف کننده‏ای که از فکر بشر تراوش کرده است خلط نمایید.»(42)
امام راحل در کتاب ارزشمند «آداب الصلوة» با استناد به سخن امام صادق ـ علیه‏السلام ـ درباره قرائت قرآن توسط جوان و آثار جاودان آن می‏فرمایند:
«در حدیث است که کسی که قرآن را در جوانی بخواند قرآن با گوشت و خونش مختلط شود. و نکته آن، آن است که در جوانی اشتغال قلب و کدورت آن کمتر است. از این جهت قلب از آن بیشتر و زودتر متأثر می‏شود و اثر آن نیز بیشتر باقی می‏ماند.»(43)
امام راحل در برخی از پیامهای خود، جوانان را به شیوایی و روشنایی سخن خداوند و بهره‏گیری از آن فرا می‏خواند:
«آنگاه که منطق قرآن آن است که ما از خداییم و به سوی او می‏رویم و مسیر اسلام بر شهادت در راه هدف است و اولیای خدا شهادت را یکی از دیگری به ارث می‏بردند و جوانان متعهد ما برای نیل به شهادت در راه خدا درخواست دعا می‏کردند و می‏کنند بدخواهان ما که از همه جا وامانده دست به ترور وحشیانه می‏زنند ما را از چه می‏ترسانند.»(44)
«جوانان عزیزم که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن را و با دست دیگر سلاح را برگیرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر توطئه علیه خود را از آنان سلب نمایید و چنان با دوستانتان رحیم باشید که از ایثار هر چه دارید، نسبت به آنان کوتاهی ننمایید. آگاه باشید که جهان امروز دنیای مستضعفین است و دیر یا زود پیروزی از آنان است و آنان وارث زمین و حکومت کننده خدایی‏اند.»(45)
سفارشهای مقام معظم رهبری به جوانان درباره خودسازی و ارتباط با خدا
رهبر معظم انقلاب هم در مواقع و مناسبتهای گوناگون درباره جوانان سخن گفته و ارشادات و رهنمودهای فراوانی بیان کرده‏اند که اگر جوانان آنها را به کار ببرند، به سعادت و خوشبختی خواهند رسید و هویت و جایگاه واقعی خود را در جامعه اسلامی و انقلابی خواهند یافت.
ایشان در جمع جوانان می‏فرمایند:
«جوانی یک پدیده درخشان و یک فصل بی‏بدیل و بی‏نظیر از زندگی هر انسانی است. در هر کشوری که به مسئله جوانان و جوان آنچنان که حق این مطلب است، درست رسیدگی بشود، آن کشور در راه پیشرفت، موفقیتهای بزرگی به دست خواهد آورد.»(46)
«کاوشها نشان می‏دهد که جوان ایرانی جوانی است مؤمن، پاکدامن، پاک گوهر، دارای زمینه‏های دینی بسیار زیاد، مایل به جنبه‏های معنوی، جوان ایرانی چه دخترانش، چه پسرانش هم از لحاظ امکانات روحی و معنوی و ذهنی، هم از لحاظ امکانات ایمانی در حد بسیار خوبی هستند.»(47)
«جوانها، بهتر از قشرهای دیگر می‏توانند خودسازی کنند؛ چون نیرومندند؛ بعضیها خیال می‏کنند جوانها در مقابل گناه بی‏تاب‏اند، ولی من می‏گویم که جوان همچنان که از قدرت جسمانی برخوردار است، از قدرت اراده هم برخوردار است. اراده همان چیزی است که انسان می‏تواند با اتکای به آن خود را به خدا نزدیک و از شیطان دور کند.»(48)
مقام معظم رهبری جوانان را به تلاش در راه خدا و برای خدا دعوت می‏کند:
«توصیه من این است که در راه خدا، برای خدا با وحدت کامل تلاش خودتان را دنبال کنید. به شما می‏گویم که پروردگار متعال با شماست و آینده متعلق به شماست و شما جوانها آن روزی را خواهید دید که ایران اسلامی شما به فضل پروردگار برای کشورها و ملتها یک الگوی تقلید کردنی خواهد بود.»(49)
«به جوانان توصیه می‏کنم که با شرکت در نماز جماعت و مجالس دعا در کسب علم و دانش و سازندگی کشور گامهای استواری در پیشروی اهداف علمی و معنوی بردارند.»(50)
«رابطه‏تان را با خدای متعال محکم کنید. حرف بزنید و از او بخواهید، مخلصانه و صادقانه با او پیمان ببندید و به آن پیمان متعهد بمانید. شما جوانید حیف است که این دلهای پاک و نورانی و روحهای آماده به چیزی غیر از یاد خدا و محبت خدا و محبت پروردگار آلوده شود. دنیا را فقط ابزار بدانید.»(51)
«جوانان عزیز دقایق معدود نماز را فقط برای نماز بگذارند و در طول نماز تا آنجا که می‏توانند با تمرکز و حضور قلب مایه زندگی‏بخش ذکر و تضرع را برای جان و دل نیازمند خویش تأمین کنند.»(52)
«شما جوانان یاد خدا را هرگز از دست ندهید. خودتان را با خدا مأنوس کنید. شما جوانید و دلها و روحهای شما پاک و مطهر است. شما آلوده به زخارف این زندگی مادی نشده‏اید.»(53)

9.آداب تلاوت و ترنّم به آیات وحی

بی‏شک قرآن و تلاوت خوشِ آیات آن، بهترین مونس برای مردمِ اهل دل و جوانان است. جوانان همان طور که باید به مفاهیم ژرف قرآن توجه کنند و آن را در زندگی فردی و اجتماعی عینیت بخشند، باید به ظاهر زیبا و شگرف آن نیز توجه نمایند.
علی ـ علیه‏السلام ـ در سخنی کوتاه می‏فرمایند:
«ظاهرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیقٌ.»(54)
«ظاهر قرآن زیبا و باطن و معانی آن عمیق است.»
پس جوانان باید به خوش‏خوانی قرآن اهمیت ویژه دهند، با قرآن خلوت کنند و دل و جان خود را صیقل و صفا دهند و سخن امام ساجدان زین العابدین ـ علیه‏السلام ـ را آویزه گوش دارند که فرمود:
«لو مات من بین المشرق و المغرب لَما استوحشتُ بعد ان یکون القرآن مَعی.»(55)
«اگر همه آنان که میان شرق و غرب عالم زندگی می‏کنند، بمیرند اگر قرآن با من باشد و با او انس داشته باشم، مرا وحشت تنهایی نمی‏هراساند.»
از نکات بسیار لطیف و آموزنده امامان ـ علیهم‏السلام ـ حالات آنان هنگام قرائت قرآن بود؛ آنان هنگام تلاوت قرآن خود را در حال مخاطبه و مکالمه با خداوند می‏دیدند؛ از این رو پیامبر ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ به یاران نزدیکش می‏فرمود:
«اِذا اَحَبَّ احدکم ان یُحدَّثِ ربَّه فلیقرء القرآن.»(56)
«اگر دوست دارید با پروردگار خود سخن بگویید، قرآن بخوانید.»
اهل بیت آن گاه که قرآن تلاوت می‏کردند، گویی در مهبط وحی نشسته بودند و خداوند در گوش آنان زمزمه مهر می‏کرد. اگر قرائت آنان به گوش کسی می‏رسید گمان می‏برد که در حال گفت و گو با کسی می‏باشند و مخاطبی در پیش روی خود دارند. حفص درباره حال تلاوت حضرت موسی بن جعفر ـ علیه‏السلام ـ می‏گوید:
«و کان قرائته حُزناً فاذا قَرَأَ فکأَنَّهُ یُخاطِبُ اِنساناً.»(57)
«قرآن را محزون می‏خواند و هنگام تلاوت آن، گویا در حال گفت و گو با انسانی است.»
درباره امام عسکری ـ علیه‏السلام ـ گفته‏اند:
«یترنّم بآیات القرآن فی الوعد و الوعید.»(58)
«قرآن را ترنّم می‏کرد، آنگاه که مردم را مژده می‏داد و آن گاه که آنان را از عذاب خدا می‏ترساند.»
اکنون به پاره‏ای از لطایفی که در سیره امامان ـ علیهم‏السلام ـ درباره چگونگی تلاوت وجود دارد، اشاره می‏کنیم:
1.قرآن را باید به شیوه ترتیل، یعنی شمرده و شیوا بخوانند و به صورت آهسته و با آواز خوش و حزین قرائت نمایند.
امام صادق ـ علیه‏السلام ـ به ابوبصیر درباره معنای ترتیل فرمود:
«هُو اَنْ تتَمَکَّث فیه و تُحَسِّنَ به صوتک.»(59)
«در قرائت درنگ کنی و آواز خود را نیکو گردانی.»
2. قرآن را باید حزن‏آلود خواند تا غمی که در ژرفای جان انسان وجود دارد و انسان را دردمند می‏سازد، بروز کند و انسان به سوی خدا حرکت کند. علی ـ علیه‏السلام ـ آن را یکی از ویژگیهای خداترسان معرفی می‏کند:
«اما اللیل فصافّون اقدامهم تالین لا جزاء القرآن یرتلّونه ترتیلاً یحزنون به انفسهم.»(60)
«شبها برای نماز به پا می‏ایستند و آیات قرآن را با لحنی خوش و دلنواز می‏خوانند و جان خویش را با آن محزون می‏دارند.»
همچنین امام صادق ـ علیه‏السلام ـ فرمود:
«انّ القرآن نزل بالحزن فَاقرَؤُهُ بالحزن.»(61)
«قرآن به اندوه نازل شده است، پس آن را اندوهگینانه بخوانید.»
3. روخوانی قرآن فضیلت بسیار دارد. هر چند کسانی که حافظ قرآن‏اند، می‏توانند آن را از حفظ بخوانند، نگریستن به آیات قرآن، آرامش به همراه می‏آورد. از این رو امام صادق ـ علیه‏السلام ـ به اسحاق بن عمار فرمود:
«بل اِقرأهُ و انظر فی المصحف فهو افضل اما علمت ان النّظر فی المصحف عبادةٌ.»(62)
«قرآن بخوان و به کتاب بنگر، این بهتر است، آیا نمی‏دانی که نگریستن به قرآن خود عبادت است؟»
4. قرآن را باید در همه جا خواند. پیامبر ـ صلی‏الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:
«نَورُّوا بیوتکم بتلاوة القرآن.»(63)
«خانه‏های خود را به تلاوت قرآن روشن کنید.»
امام سجاد ـ علیه‏السلام ـ در خانه قرآن می‏خواند و صدای خود را گاه چنان بالا می‏برد که اهل خانه نیز بشنوند.(64)
5. قرآن باید با صوت نیکو و لحن عربی خوانده شود؛ امام رضا ـ علیه‏السلام ـ فرمود:
«حَسِّنُوا بالقرآن اصواتکم.»(65)
«برای قرآن صوت خود را نیکو سازید.»
امیدواریم که جوانان با توجه به قرآن، از خرمن فیض آن خوشه‏ها بچینند.
نقش قرآن چون که در عالم نشست
نقشهای پاپ و کاهن را شکست
فاش گویم آنچه در دل مضمر است
این کتابی نیست، چیز دیگر است
چون به جان در رفت جان دیگر شود
جان که دیگر شد جهان دیگر شود.(66)

پي نوشت :

1- روانشناسی نوجوانی، بلر و جونز، ترجمه رضا شاپوریان، ص 93.
2- وسائل الشیعه، ج 15، ص 195؛ مکارم الاخلاق، ص 115.
3- سخنان رهبری در اجتماع جوانان گیلان، 12/2/80.
4- بحارالانوار، ج 23، ص 6.
5- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 56؛ وسائل، ج 12، ص 37.
6- در اجتماع جوانان استان مرکزی.
7- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 123؛ وسائل الشیعه، ج 14، ص 3.
8- سفینة البحار، محدث قمی، ج 1، ص 561.
9- سفینة البحار، محدث قمی، ج 2، ص 176.
10- وسایل الشیعه، ج 15، ص 195؛ مکارم الاخلاق، طبرسی، ص 115.
11- سوره فرقان (25) آیه 30.
12- بحارالانوار، ج 1، ص 222.
13- نهج‏البلاغه، نامه 31، نامه حضرت به امام مجتبی بعد از بازگشت از صفین.
14- کتاب وافی، فیض کاشانی، ج 1، ص 210.
15- اصول کافی، کلینی، ج 4، ص 414.
16- الحیاة، حکیمی، ص 153.
17- سوره نساء (4) آیه 41.
18- مجمع البیان، طبرسی، ج 3، مؤسسه اعلمی بیروت، ص 89.
19- «کان الرضا ـ علیه‏السلام ـ یکثر باللّیل فی فراشه من تلاوة القرآن فاذا مرّ بآیةٍ فیها ذکرُ جَنّةٍ او نارٍ بَکی و سألَ الله الجنة و تعوَّذَ به من النار.» فضائل القرآن، ص 43.
20- تفسیر موضوعی، جوادی آملی، ج 9، ص 367.
21- الهی قمشه‏ای.
22- سیمای فرزانگان، ص 172.
23- همان.
24- همان، ص 167.
25- مثنوی معنوی.
26- جوانان و بینشهای ناب، احمد لقمانی، ص 12.
27- روان‏شناسی تربیتی، غلامعلی افروز، ص 143.
28- سوره انبیاء (21) آیه 51 و 52.
29- سوره انبیاء (21) آیه 60.
30- سوره کهف (18) آیه 13.
31- همان، آیه 14.
32- سوره کهف (18) آیه 10.
33- سوره بقره (2) آیه 207.
34- سوره کهف (18) آیه 66.
35- ر.ک: سوره آل عمران (3) آیه 42.
36- سوره قصص (28) آیه 25.
37- سوره صافات (37) آیه 102 ـ 107.
38- صحیفه نور، ج 2، ص 179 ـ 180.
39- کلمات قصار حضرت امام ـ قدس سره ـ ، ص 43.
40- صحیفه نور، ج 2، ص 112.
41- صحیفه نور، ج 6، ص 17.
42- همان، ج 1، ص 158.
43- آداب الصلوة، ص 19.
44- صحیفه نور، ج 11، ص 39.
45- همان، ج 12، ص 19.
46- دیدار با جوانان در مصلای بزرگ تهران، 1/2/79.
47- همان.
48- در جمع بسیجیان گیلان، 16/2/80.
49- در اجتماع مردم اراک.
50- روزنامه اطلاعات، 24/7/74.
51- روزنامه جمهوری اسلامی، 20/6/74.
52- کیهان، 9/7/76.
53- حدیث ولایت، ج 6، ص 23.
54- نهج‏البلاغه، فیض الاسلام، خ 18، ص 75.
55- بحارالانوار، ج 46، ص 107.
56- کنزالعمال، متقی هندی، خبر 2257.
57- اصول کافی، ج 2، ص 606.
58- شذرات الذهب، ابن هشام، ج 2، ص 128.
59- مجمع البیان، ذیل آیه 4 مزمل.
60- نهج‏البلاغه، خطبه متقین، 193.
61- وسایل الشیعه، ج 4، ص 857.
62- کافی، ج 4، ص 418.
63- همان، ج 4، ص 413.
64- وسایل الشیعه، ج 4، ص 585.
65- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 69.
66- اقبال لاهوری.

منبع: فصلنامه فرهنگ جهاد

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .