كيفيت صلوات ،داخل كردن صحابه

ظاهرا در روايات وارد شده است كه صلوات اگر شامل آل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نباشد ابتر است؛ اما، در برخي جاهاي نهج‌البلاغه آمده: محمد صلي الله عليه و آله! مانند خطبه 43. علت چيست؟
2. صلوات در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم چگونه بوده است؟
3. منشأ داخل كردن صحابه در صلوات چيست؟

پاسخ: همان گونه كه در روايات از پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده صلوات بر پيامبر بدون اضافه اهل بيت آن حضرت ابتر وناقص است در خصوص خطبه 43 نهج البلاغه متذكر مي شويم صلوات بدون ذكر آل حضرت در همه نسخ نهج البلاغه نيست و تنها در برخي نسخه ها بدون آل آمده است ممكن است نسخه هايي كه توسط اهل سنت نوشته ويا چاپ شده است بدون آل نوشته شده صلوات زمان پيامبر (ص) نيز با توجه به رواياتي كه از پيامبر از طريق شيعه وسني نقل شده و در آن نهي از صلوات بدون اضافه اهل بيت به آن شده قطعا با اضافه اهل بيت آن حضرت بوده و به اشكال مختلفي بوده از جمله اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صايت علي ابراهيم وآل ابراهيم داخل كردن صحابه در صلوات از سوي خلفا و اهل سنت براي كم كردن نقش اهل بيت بوده است و در هيچ يك از روايات اهل سنت روايتي از پيامبر نقل نشده كه صحابه داخل در صلوات باشند در كتاب كنز العمال كه جامع روايات صحاح و مسانيد اهل سنت است در جلد اول 119 حديث و در جلد دوم 34 حديث درباره صلوات نقل كرده است كه در مجموع 153 حديث مي شود اما حتي يك حديث درباره صلوات بر اصحاب نقل نكرده است. جهت اطلاع بيشتر در باره كيفيت صلوات به ويژه در منابع اهل سنت و صلوات بر صحابه مقاله ذيل را بخوانيد : چكيده «صلوات» از شعارهاي مشترك كل امت اسلامي است كه قرآن كريم صراحتاً به آن دستور داده است. اما متاسفانه كيفيت عبارت اين شعار در بين دو فرقه بزرگ اسلامي مورد اختلاف قرار گرفته است. ضرورت اتحاد امت اسلامي اقتضا مي كند كه دو فرقه در اين زمينه هم به وحدت نظر برسند. وجود دهها روايت و حديث نبوي كه راهنماي كيفيت صلوات است در حل اين اختلاف نقش عمده دارد. تبيين اين امر نيز از رسالتهاي روحانيت و محققان و مؤلفان شيعه است، به ويژه اگر اين احاديث از كتب خود اهل سنت جمع آوري و تدوين گردد. مقاله حاضر اقدامي است در همين زمينه و براي تحقق همين هدف. اين نوشتارگامي ابتدايي و شايسته تكميل از سوي ديگر محققان است. اميد است براي جويندگان و پژوهشگران معارف حقيقي اسلام مؤثر افتد. واژه هاي كليدي: كيفيت صلوات، روايات، آل محمد، فريقين مقدمه بارها اتفاق افتاده است كه عزيزان اهل سنت از ما سؤال كرده اند كه: چرا شما شيعيان مقيد هستيد كه حتماً در صلواتها «آل محمد» را ذكر كنيد؟ شما مي گوييد: «اللهم صل علي محمد و آل محمد». در صورتي كه علماي اهل سنت دركتابها ونوشته ها و سخنرانيهاي خود معمولاً به صلوات بر خود پيامبر اكتفا مي كنند و مي گويند: «صلي الله عليه وسلم» و اگر احياناً نام «آل محمد» را نيز در صلوات ببرند، صلوات بر اصحاب پيامبر(ص) را نيز اضافه مي كنند و مي گويند: «اللهم صل علي محمد و آله و صحبه». آيا كدام يك مطابق با سنت است و كدام يك ابتكار و اختراع بعضي متعصبين مذهبي است؟ به هر حال اين عزيزان سؤال كننده انتظار دارند كه همه مسلمين و پيروان خاتم انبيا(ص) در اين موضوع به وحدت برسند. چرا كه وحدت در اين گونه مسائل كاري است ممكن، و راهش نيز اين است كه همگي مطيع خاتم انبيا (ص) باشيم و فقط به دستورها و رهنمودهاي ايشان عمل كنيم. در پاسخ اين برادران عزيز و در برابر محبت آنان كه به جاي اعتراض خواستار توضيح نظرها واعتقادات شيعه شده اند و نيز براي رفع ابهام از انديشه هاي ديگر عزيزاني كه اين سؤال را در ذهن دارند، مباني اين صلوات شيعيان را به طور مختصر ارائه مي كنيم. زيرا معتقديم منشأ بسياري از اختلافات و بدبينيهاي پيروان مذاهب اسلامي با يكديگر، بي اطلاعي و دوري و عدم آشنايي با واقعيت افكار و عقايد يكديگر است، و اگر روزي همه مسلمين با يكديگر روابط كامل برقرار كنند و مستقيماً در جريان صداقت و خلوص و خداجويي و تسليم در برابر خدا و رسول خدا (ص) و قرآن و انديشه هاي واقعي يكديگر قرار گيرند ، ديگر بدبيني و عناد و پرهيز از يكديگر را كنار خواهند نهاد. اكنون مطالب اين نوشتار را در هفت بخش تقديم مي داريم. فلسفه تشريع صلوات علاوه بر اينكه صلوات و سلام فرستادن مسلمانان بر پيامبر اكرم (ص) گونه اي تشكر و سپاسگزاري از زحمات طاقت فرساي 23 ساله رسول گرامي اسلام (ص) است و قدرداني هر مسلمان از نعمت «هدايت» و «ابلاغ پيام الهي» كه از بزرگ ترين نعمت هاي خداوند است لازم مي نمايد، از نظر روان شناسي و علم النفس نيز خود اين صلوات و سلام فرستادن و دعا براي آن حضرت نمودن، موجب تحكيم و ريشه دارتر شدن محبت به آن حضرت مي شود و به تبع اين زمينه سازي روحي، تبعيت بيشتر شخص را از رهنمودهاي آن حضرت فراهم مي كند. افزون بر اين، عبارت صلوات ( اللهم صل علي محمد و آل محمد) يك دعاست. همچنين كلمه «صلوات» به معناي انعطاف و عطف توجه خداوند و نزول رحمت االهي است كه مسلمانان هنگام صلوات فرستادن و گفتن جمله «اللهم صل علي محمد و آل محمد» دعا مي كنند و از خداوند مي خواهند كه عطف توجه و رحمت بيشتري بر پيامبر اكرم (ص) ومعصومان (ع) داشته باشد و انوار مقدس وارواح مطهر آنان را به درجات بالاتري از قرب الهي ارتقا دهد. مفهوم صلوات كلمه «صلوات» در لغت علاوه بر آنكه ابتدا به معناي «روشن كردن آتش» آمده است، طبق نظر بسياري از لغويين به معناي «دعا، تبريك و تمجيد» است؛ چنان كه در اصطلاح شرع اسلام وقاموس قرآن هم به همين سه معنا به كار برده شده است. مثلاً در آيه ﴿خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم ...﴾، مقصود دعاي پيامبر(ص) براي مسلمانان زكات دهنده است . اما صلوات خداوند بر اوليا و مؤمنان به معناي تزكيه و بخشش و پاك سازي آنها از معايب است؛ مثل آيه شريفه ﴿اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة﴾. «سلام» نيز در لغت و اصطلاح به معناي سلامت از عيوب ظاهر و باطن است. اكنون حديث شريفي از معصومان (ع) را كه در خصوص صلوات خدا و مردم بر پيامبر اكرم است ملاحظه بفرماييد: عن ابي المغرا عن ابي الحسن في حديث قال: قلت: ما معني صلوة الله و صلوة ملائكته و صلوة المومن؟ قال: صلوة الله رحمة من الله و صلوة الملائكة تزكية منهم له و صلوة المؤمنين دعاء منهم له. طبق اين حديث شريف، صلوات خدا به معناي نزول رحمت ذات لا يزال بر آن حضرت و صلوات ملائكه مدح و تجليل و منزه شمردن حضرت و صلوات مؤمنان دعا براي آن بزرگوار است. تعريف اهل بيت پيامبر(ص) كلمه «اهل» و «آل» در لغت به معناي خانواده و خاندان است كه بالتبع شامل همسر و فرزندان و نوه ها مي شود. درمورد « اهل بيت پيامبر» و «آل بيت النبي» نيز اگر دليل خاص بر محدوديت مفهوم آن از نظر پيامبر اكرم (ص) نداشتيم، آن را شامل همسران و فرزندان مي شمرديم؛ ولي احاديث خاصي وجود دارد كه دلالت مي كند مقصود خداوند و پيامبر اكرم از «اهل بيت پيامبر» فقط حضرت فاطمه (س) و علي (ع) و فرزندان معصوم آنها مي باشند. بخش اول: صلوات دستور قرآن است بايد دانست كه اصل موضوع صلوات فرستادن بر رسول خدا (ص) نه ابتكار مسلمين بوده و نه آنكه نعوذبالله خود حضرت براي نفع خويش اين دستور را به مسلمين داده است. خداوند متعال آن حضرت را كه شايسته ترين بندگان و برجسته ترين و كامل ترين انسان در طول تاريخ بشريت، بلكه عالي ترين تجلي خدا در كل نظام آفرينش است و همه موجودات عالم حتي فرشتگان الهي در پرتو نور كمالات و افاضات او به امر ذات لا يزال زندگي مي كنند، لايق براي صلوات و درود خويش دانسته است، و نه تنها به همه ملائكه كرام و فرشتگان خويش امر كرده كه بر آن حضرت صلوات و درود بفرستند ، بلكه اين موضوع را توسط پيك وحي، جبرئيل امين، به رسولش (ص) و بندگان مؤمنش ابلاغ كرده، و از همه مؤمنين خواسته است كه بر اين پيامبر بزرگ و مصلح بزرگوار تاريخ و راهنماي ارجمند بشريت صلوات و درود بفرستند: ﴿ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليماً﴾؛ همانا خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود مي فرستند، اي كساني كه ايمان آورده ايد، شما (هم) بر آن پيامبر صلوات و بهترين سلام بفرستيد. صلوات فرستادن آن قدر در دين مبين اسلام مهم است كه شرط استجابت دعا شده است و احاديث متعددي در كتب روايي اهل سنت وارد شده است مبني بر اينكه هر دعايي كه انسان بكند، حجابي بين آن دعا و خداوند قرار دارد مگر آن كه صلوات فرستاده شود. پيامبر اكرم(ص) فرموده است: الدعاء محجوب حتي يصل علي محمد و اهل بيته، اللهم صل علي محمد و آله. اين نكته لازم يادآوري است كه قرآن كريم فقط كليات معارف و عقايد و دستورهاي الهي را بيان كرده است و براي شرح و تفضيل آنها بايد به رسول خدا (ص) مراجعه كرد. احاديث نبوي شرح و تفصيل و تفسير آيات قرآن ند كه خدا علم به تفصيل احكام را در قلب رسول الله نهاد تا با زبان ايشان بيان شود. مثلاً خداوند در قرآن اصل دستور نماز خواندن را با جمله «اقيموالصلوة» بيان كرده است، اما خصوصيات نماز مثل تعداد ركعات صبح و ظهر وعصر و مغرب و عشاء و خصوصيات اذكاري كه بايد در نماز خوانده شود در قرآن نيامده است، و بيان آن به عهده رسول خدا (ص) است و ما نيز از ايشان آموخته ايم. موضوع صلوات هم همين گونه است . قرآن اصل لزوم فرستادن صلوات را بر پيامبر اكرم (ص) بيان كرده است، اما هيچ انتظار نبايد داشت كه خصوصيات و چگونگي صلوات را نيز قرآن بيان كند تا اگر خصوصيتي را در قرآن نديديم، ادعا كنيم كه صلوات هيچ خصوصيت و كيفيتي خاص ندارد و به توصيه و دستورالعملهاي پيامبر گرامي اسلام توجه نكنيم. بخش دوم: جايگاه آل محمد(ص) در اسلام اگر نظري به جايگاه و موقعيت آل و اهل بيت پيامبر اكرم (ص) در قرآن و احاديث نبوي بيفكنيم و به مقام والايي كه آنها در پيشگاه خداوند متعال دارند و نيز به نقش مهمي كه طبق بيانات نبوي (ص) در نشر و تبيين فرهنگ اسلام ايفا مي كنند توجه نماييم، آن وقت سرّ لزوم صلوات بر آل را بهتر درك خواهيم كرد. آل محمد و اهل بيت ايشان انوار مقدسي هستند كه آيه تطهير در شأن آنان نازل شده، و ولايت آنها را آيات اطاعت اولي الامر و تبليغ و اكمال دين و اتمام نعمت و ولايت گواهي داده است. آنان اهل الذكر هستند كه بايد ديگران از آنان سؤال كنند. ستارگاني هستند كه مردم، به ويژه متقين، توسط آنها راه هدايت مي يابند ومحبت و پيوند با آنان اجر رسالت خاتم انبياست. آنان نعمت بزرگ خدا براي امت اسلام هستند كه خداوند امت را درباره رفتار با آنان مواخذه خواهد كرد. آنان دانشمنداني هستند كه كل علم الكتاب نزد آنان است و به عنوان حجتهاي الهي در مباهله رسول الله (ص) با نصاري نجران شركت كردند. آنها خانواده لولوء و مرجان اند و به خاطر انفاق فراوانشان نه تنها نشان آيه ايثار را از خداوند گرفته اند، بلكه سوره «هل اتي» را خداوند به آنان هديه كرده است. آنها يكي از دو ثقل گرانبها هستند كه پيامبر گرامي اسلام آنها را جايگزين خود در امت قرار داد و قرين و عدل قرآن ساخت. آنان كشتي نجات امت اند و هركس به آنان تمسك جويد نجات پيدا مي كند و الا هلاك مي شود. آنان متشكل اند از پاره تن پيامبر (ص) و سرور جوانان اهل بهشت و برادر، وصي و داماد پيامبر و پرچمدار ايشان در دنيا و آخرت، يعني اولين كسي كه به او ايمان آورد و مولود كعبه و همچون كعبه بود و راه و واسطه ورود به شهر علم پيامبر (ص) و لذا دانشمندترين اصحاب حضرت بود . بخش سوم: آل محمد چه كساني هستند؟ روايات گوناگوني از پيامبر اكرم (ص) درباره معرفي آل محمد (ص) در كتب حديثي شيعه و سني وجود دارد كه مضمون آنها اين است: علي(ع) و فاطمه (ع) و حسن (ع) و حسين (ع) آل محمد (ص) هستند و طبعاً در نسلهاي بعدي هم عنوان آل محمد (ص) جز بر فرزندان ايشان صادق نمي باشد. به عنوان نمونه يكي از آن روايات را از منابع اهل سنت نقل مي كنيم : عن ام سلمة قالت: ان رسول الله(ص) قال لفاطمة(ع): ايتيني بزوجك و ابنيك ، فجائت بهم فالقي عليهم كساء فدكياً ثم وضع يده عليهم ثم قال: اللهم ان هولاء آل محمد ، فاجعل صلواتك و بركاتك علي محمد و آل محمد انك حميد مجيد قالت ام سلمه : فرفعت الكساء لادخل معهم فجذبه من يدي و قال: انك علي خير؛ ام سلمه، همسر رسول خدا(ص)، گفته است: پيامبر اكرم (ص) به فاطمه فرمود: همسر و دو پسرت را نزد من بياور. فاطمه آنها را خدمت حضرت آورد. رسول اكرم (ص) كساي فدكي بر روي آنها افكند و دست مبارك خويش را بر آنها نهاد و عرض كرد: بار خدايا! اينان آل من هستند، پس صلوات و بركات خودت را بر محمد و آل محمد قرار بده، به درستي كه حميد(ستوده) و بزرگواري. ام سلمه مي گويد: من هم گوشه كسا را بالا زدم تا در اين جمع مقدس آل محمد داخل شوم، اما حضرت كسا را از من گرفت و به من فرمود: تو بر خير هستي ( اما اجازه عضويت در آل محمد را به من نداد). بخش چهارم: روايات اهل سنت درباره كيفيت صلوات چندين قول از صحابه بزرگ رسول خدا (ص) از قبيل ابي سعيد خدري، عايشه، ابن عباس، بريده خزاعي، ابي مسعود انصاري، طلحه، ابي هريره، انس بن مالك، كعب بم عجره، زيد بن خارجه، ابي حميد ساعدي، حارث بن خزرج، محمد بن عبدالله ابن زيد انصاري، عبدالله بن عمرو عاص، عبدالله ابن عمر و علي (ع) نقل شده است كه: خدمت رسول خدا بوديم. از حضرت سوال شد: يا رسول الله، ما سلام دادن بر شما را آموخته ايم. بفرماييد چگونه برشما صلوات بفرستيم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: بگوييد: اللهم صل علي محمد و آل محمد. البته در اكثر اين احاديث، صلوات بر ابراهيم و آل ابراهيم نيز ضميمه صلوات بر محمد و آل محمد است و شايد سرّ آن اين باشد: همچنان كه آل ابراهيم خانداني بود كه در طول تاريخ، پيامبران بسياري از اين خاندان براي هدايت بشر مبعوث شدند و دين و شريعت ابراهيم را ادامه دادند و ترويج نمودند، آل محمد (ص) هم با داشتن امامان بزرگواري كه وارث علم خاتم انبيا و ثقل اصغر و عدل و مترجمان و مفسران قرآن بودند، شريعت محمدي (ص) ودين اسلام را ترويج و حقايق و معارف آن را در طول تاريخ احيا نمودند و تداوم بخشيدند. اكنون در آغاز اين احاديث را ارائه مي كنيم و سپس ديگر احاديثي را كه خود رسول گرامي اسلام (ص)، بدون سؤال ديگران، صلوات فرستادن را تعليم نموده اند تقديم مي داريم: 1. عن عبدالرحمن ابن ابي ليلي قال: لقيني كعب ابن عجره فقال الا اهدي لك هدية؟ ان النبي (ص) خرج علينا فقلنا: يا رسول الله قد علمنا كيف نسلم عليك فكيف نصلي عليك ؟ قال: فقولوا اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم انك حميد مجيد؛ عبدالرحمان ابن ابي ليلي نقل مي كند كه كعب ابن عجره مرا ملاقات كرد و گفت: آيا دوست داري حديثي را به عنوان هديه به تو تقديم كنم؟ آن حديث اين است كه روزي پيامبر اكرم (ص) نزد ما صحابه آمد. عرض كرديم: يا رسول الله، كيفيت كلي سلام كردن بر شما را (از قرآن) آموخته ايم. بفرماييد چگونه بر شما صلوات بفرستيم؟ حضرت فرمود: بگوييد: «اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم انك حميد مجيد»، يعني بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، همچنان كه بر ابراهيم درود فرستاده اي ، همانا تو ستوده و بزرگواري . مضمون همين حديث را صحيح بخاري از ابي سعيد خدري نقل مي كند: 2. عن ابي سعيد الخدري قال: قلنا يا رسول الله هذا التسليم فكيف نصلي عليك؟ قال: قولوا: اللهم صل علي محمد عبدك و رسولك كما صليت علي آل ابراهيم و بارك علي محمد وعلي آل محمد كما باركت علي ابراهيم. همين مطلب را صحيح مسلم از ابي مسعود انصاري نقل مي كند: 3. عن ابن مسعود الانصاري قال: اتانا رسو ل الله صلي الله عليه (و آله) و سلم و نحن في مجلس سعد بن عبادة. فقال له بشير بن سعد: امرنا الله عز وجل ان نصلي عليك يا رسول الله، فكيف نصلي عليك ؟ قال: فسكت رسول الله (ص) و سلم قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و بارك محمد و آل محمد كما باركت علي آل ابرهيم في العالمين انك حميد مجيد ، والسلام كما قد علمتم؛ ابن مسعودانصاري گفته است: ما در مجلس سعد بن عباده بوديم و پيامبر اكرم وارد مجلس شد. در اين هنگام بشيربن سعد از آن حضرت پرسيد : يا رسول الله، خداوند دستورداده است كه ما صلوات بر تو بفرستيم، اما بفرماييد چگونه بايد صلوات بفرستيم. حضرت لحظاتي درنگ كرد تا حدي كه آرزو كرديم اي كاش سؤال نكرده بوديم (گويا حضرت به خاطر اهميت مطلب و جلب توجه ديگران سكوت غير مترقبه نمودند). سپس حضرت فرمود: بگوييد:« اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم و بارك علي محمد و آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد». اما نحوه سلام كردن را كه خود مي دانيد. احاديث ديگري كه در ذيل نقل مي كنيم نيز مشتمل بر همين سؤال از رسول خدا (ص) درباره كيفيت صلوات فرستادن و جواب آن حضرت است كه توسط بزرگاني از صحابه، مثل ابن مسعود انصاري و ابي هريره و علي (ع) و عايشه ـ همسر رسول خدا (ص) ـ و طلحه و ابن عباس و ابراهيم و بريده خزاعي نقل شده است وچون مضمون و معناي همه اين احاديث يكي است، ترجمه مستقل براي هر كدام لازم نيست. 4. عن ابي مسعود الانصاري عقبة بن عمرو قال: اقبل رجل حتي جلس بين يدي رسول الله صلي الله عليه (و آله) و سلم ونحن عنده فقال: يا رسول الله اما السلام عليك فقد عرفناه، فكيف نصلي عليك اذا نحن صلينا في صلاتنا؟ قال: فصمت رسول الله صلي الله عليه (وآله) و سلم حتي احببنا ان الرجل لم يسأله، ثم قال: اذا صليتم علي فقولوا : اللهم صلي علي محمد النبي الامي و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم و بارك علي النبي الامي و علي آل محمد كما باركت علي ابرهيم و علي آل ابرهيم انك حميد مجيد. همين كيفيت صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد را طبق احاديث نبوي بايد در تشهد نماز مراعات كرد. 5. عن عبدالرحمن بن ابي ليلي عن كعب بن عجرة عن النبي صلي الله عليه (و آله) و سلم انه كان يقول في الصلاة: اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم و بارك علي محمد و آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد؛ ... پيامبر اكرم در نماز خويش (در حال تشهد) اين چنين مي خواند : اللهم صل علي محمد و آل محمد ... . همين جمله صلوات بر محمد و آل محمد به صورت مفصل تر در حال تشهد از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است. 6. عن ابي ليلي ـ او ابي ـ معمرـ قال: علمني ابن مسعود التشهد و قال: علمنيه رسول الله صلي الله عليه (وآله) وسلم كما يعلمنا السورة من القرآن: التحيات لله والصلوات و الطيبات السلام عليك ايها النبي و رحمه الله و بركاته ، السلام علينا و علي عبادالله الصالحين ، اشهد ان لا اله الاالله و اشهد ان محمداً عبده و رسوله، اللهم صل علي محمد و علي اهل بيته كما صليت علي ابراهيم انك حميد مجيد ، اللهم صل علينا معهم، اللهم بارك علي محمد و علي اهل بيته كما باركت علي ابراهيم انك حميد مجيد. 7. عن موسي بن طلحة عن ابيه قال: قلنا يا رسول الله كيف الصلاة عليك قال: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد. 8. عن ابي هريرة انه قال: يا رسول الله كيف نصلي عليك؟ ـ يعني في الصلاة ـ فقال تقولون: اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم، و بارك علي محمد و آل محمد كما باركت علي ابراهيم ثم تسلمون عليّ. 9. عن علي (ع) قال: قالوا يا رسول الله كيف نصلي عليك؟ قال قولوا: اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم انك حميد مجيد، و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم. 10. عن ابي هريرة رفعه: من قال: «اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم و ترحم علي محمد و علي آل محمد كما ترحمت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم» شهدت له يوم القيامة و شفعت له. 11. عن عائشة قالت: قال اصحاب النبي (ص): يا رسول الله، امرنا ان نكثر الصلاة عليك في الليلة الغراء واليوم الازهر واجب ما صلينا عليك كما تحب. قال: قولوا : اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم و ارحم محمداً و آل محمد كما رحمت ابراهيم و آل ابراهيم و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم انك حميد مجيد و اما السلام فقد عرفتم كيف هو. 12. عن طلحة قال: قلنا: يا رسو ل الله قد علمنا كيف السلام عليك فكيف الصلاة عليك؟ قال: قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد و بارك علي محمد و علي آل محمد كما صليت و باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد . 13. ابن جرير الطبري روي بسنده عن ابي اسرائيل عن يونس بن خباب قال: خطبنا بفارس فقال: ﴿ان الله و ملائكته﴾ الاية، فقال: انباني من سمع ابن عباس يقول: هكذا انزل فقلنا ـ اوقالوا ـ يا رسول الله علمنا السلام عليك فكيف الصلاة عليك ؟ فقال : اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم انك حميد مجيد. 14. روي بسنده عن ابراهيم في قوله ﴿ان الله و ملائكته﴾ الاية قالوا: يا رسول الله هذا السلام قد عرفنا فكيف الصلاة عليك؟ فقال: قولوا: اللهم صل علي محمد عبدك و رسولك و اهل بيته كما صليت علي ابراهيم انك حميد مجيد. 15. روي بسنده عن بريدة الخزاعي قال: قلنا يا رسول الله قد علمنا كيف نسلم فكيف نصلي عليك ؟ قال: قولوا: اللهم اجعل صلواتك و رحمتك و بركاتك علي محمد و علي آل محمد كما جعلتها علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. علاوه بر رواياتي كه تاكنون نقل كرده ايم و همه مشتمل بر سؤال صحابه از پيامبر اكرم(ص) درباره كيفيت صلوات بود، روايات ديگري در كتب حديث اهل سنت موجود است كه بدون سؤال و جواب، شامل دستور رسول خدا (ص) درباره كيفيت صلوات است كه آنها را اكنون تقديم مي كنيم: 16. علي رضي الله عنه قال : كل دعاء محجوب عن السماء حتي يصلي علي محمد و علي آل محمد. 17. قال الحاكم في علوم الحديث عدّ هنّ في يدي ابو بكر ابن ابي حازم الحافظ بالكوفة، و قال : عدهن في يدي علي بن احمد بن الحسين العجلي و قال عدهن في يدي حرب بن الحسن الطحان و قال لي: عد هن في يدي يحيي بن مساور الخياط، و قال لي: عد هن في يدي عمرو بن خالد و قال لي: عد هن في يدي زيد بن علي بن الحسين بن علي و قال لي: عد هن في يدي ابي علي بن الحسين و قال لي: عد هن في يدي ابي الحسين بن علي و قال لي: عدهن في يدي علي بن ابي طالب و قال لي: عد هن في يدي رسول الله (ص) و قال رسول الله(ص) عد هن في يدي جبرئيل و قال جبرئيل: هكذا نزلت بهن من عند رب العزة اللهم صل علي محمد و علي آل محمد ، كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم ، انك حميد مجيد. اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم و ترحم علي محمد و علي آل محمد ، كما ترحمت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم و تحننّ علي محمد و علي آل محمد ، كما تحننّت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم و سلم علي محمد و آل محمد كما سلمت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد؛ حاكم نيشابوري اين حديث را به صورت كاملاً مستند از از زيد بن علي، از علي بن الحسين، از حسين بن علي، از علي ابن ابي طالب، نقل مي كند كه پيامبر اكرم (ص) فرمود: جبرئيل به من گفت: صلوات از جانب خداوند رب العزه اين چنين بر بندگانش نازل شده است: اللهم صل علي محمد و آل محمد ... تا آخر حديث. رسول اكرم (ص) به اين شيوه به مسلمين ابلاغ كرده است كه اين گونه صلوات بر آل محمد اختراع و نظر شخصي خود آن حضرت نبوده است. بلكه وحي خداست كه توسط جبرئيل بر آن حضرت نازل شده است. مشابه همين حديث را با همين سند مفصل، انس بن مالك از ابن عساكر نقل مي كند: 18. ابن عساكر انبأنا ابوالمعالي الفضل بن سهل، وعد هن في يدي قال: انبأنا والدي الشيخ ابوالفرج سهل بن بشر بن احمد الاسفرايني و عد هن في يدي، اخبرني ابو نصر محمد بن احمد بن محمد بن شبيب الكاغذي البلخي وعد هن في يدي ثنا ابوعبدالله محمدبن عمرالبزازالبخاري وعد هن في يدي ثنا عمربن محمد بن يحيي بن حازم الهمداني ابوحفض البحيري بسمرقند وعدهن في يدي ثنا عبد بن حميد الكشي ، وعد هن في يدي ثنا يزيد بن هارون الواسطي ، وعدهن في يدي ثنا حميد الطويل وعدهن في يدي ثنا انس بن مالك وعد هن في يدي قال وعدهن في يدي رسول الله (ص) قال وعدهن في يدي جبرئيل و قال عدهن في يدي ميكائيل قال: عد هن في يدي اسرافيل ، قال عد هن في يدي رب العالمين جلّ جلاله قال لي قل: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد، اللهم ارحم محمدا و آل محمد كما رحمت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم و تحنّن علي محمد و آل محمد كما تحنّنت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. 19. عن ابن مسعود انه كان يقول : اللهم اجعل صلواتك و رحمتك و بركاتك علي سيد المرسلين و امام المتقين و خاتم النبيين محمد عبدك و رسولك امام الخير و قائد الخير رسول الرحمة، اللهم ابعثه مقاماً محموداً يغبطه فيه الاولون و الاخرون، اللهم صل علي محمد و علي آل محمد، كما صليت علي ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم انك حميد مجيد. 20. ابن مسعود قال: اذا صليتم علي رسو ل الله صلي الله عليه (وآله) و سلم فاحسنوا الصلاة عليه فانكم لا تدرون لعلّ ذلك يعرض عليه. قال: فقالوا له فعلمنا ، قال: قولوا: اللهم اجعل صلاتك و رحمتك و بركاتك علي سيد المرسلين ( الي ان قال) اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. 21. قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما سلّمت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. 22. قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم وآل ابراهيم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم في العالمين انك حميد مجيد والسلام كما علمتم. 23. قولوا: اللهم اجعل صلواتك و رحمتك و بركاتك علي محمد و علي آل محمد كما جعلتها علي ابراهيم انك حميد مجيد. 24. عن عائشة: قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم وارحم محمداً وآل محمد كما رحمت ابراهيم و آل ابراهيم و بارك علي محمد و آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد و اما السلام فقد عرفتم كيف هو. 25. قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم في العالمين انك حميد مجيد. 26. صلّوا عليّ واجتهدوا في الدعاء و قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. 27. عن ابي هريرة: من سرّه ان يكتال بالمكيال الاوفي اذا صلي علينا اهل البيت فليقل : اللهم صل علي محمد النبي و علي ازواجه امهات المومنين و ذريته و اهل بيته كما صليت علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. 28. عدهن في يدي جبرئيل و قال: جبرئيل هكذا انزلت من عند رب العزة اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم و ارحم علي محمد و علي آل محمد كما ترحمت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد. اللهم و سلم علي محمد و علي آل محمد كما سلّمت علي ابراهيم ، انك حميد مجيد. 29. زاد في المنتخب: اللهم و تحنّن علي محمد و علي آل محمد كما تحنّنت علي ابراهيم و علي ابراهيم انك حميد مجيد. البته روايات ديگري هم داريم كه فقط در صدد بيان فضيلت اصل صلوات فرستادن است و لذا قيد «آل محمد» در آن روايات وجود ندارد. بديهي است كه اولاً اين گونه روايات در صدد بيان كيفيت صلوات فرستادن نبوده است. ثانياً ابن حجر هيتمي در الصواعق المحرقة نوشته است كه ذكر نشدن اين قيد (آل محمد) در بعضي روايات، حتي روايات صحيحين، شايد به خاطر فراموشي و غفلت راوي بوده است. وي اضافه كرده است كه اين دوگروه روايات با يكديگر منافاتي نخواهند داشت. 30. موسي بن طلحة قال: سألت زيد بن خارجة قال: انا سألت رسول الله (ص) فقال: صلوا عليّ واجتهدوا في الدعاء و قولوا : اللهم صل علي محمد و علي آل محمد؛ موسي بن طلحه گفته است: من از زيدبن خارجه كيفيت صلوات بر پيامبر را پرسيدم. اوگفت: من خودم از رسول خدا(ص) اين مسئله را پرسيدم. حضرت پاسخ داد كه : بر من صلوات بفرستيد وجديت در دعا داشته باشيد (تا دعاهاي شما به خاطر صلوات مستجاب شود) و بگوييد: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد . 31. عن ابي هريرة قال: قلنا: يا رسول الله كيف نصلي عليك ؟ قال: قولوا : اللهم صل علي محمد و علي آل محمد و بارك علي محمد و آل محمد كما صليت و باركت علي ابراهيم انك حميد مجيد والسلام كما علمتم؛ ابوهريره مي گويد: ما از پيامبر اسلام (ص) پرسيديم: چگونه بر شما صلوات بفرستيم؟ حضرت فرمود: بگوييد: اللهم صل علي محمد و آل محمد و بارك ... تا آخر. 32. عن ابي حميد ساعدي انهم قالوا: يا رسول الله كيف نصلي عليك؟ فقال رسول الله (ص): قولوا: اللهم صل علي محمد و ذريته كما صليت علي ابراهيم و بارك علي محمد و ذريته كما باركت علي ابراهيم انك حميد مجيد؛ ابو حميد ساعدي، يكي ديگر از صحابه، نقل مي كند كه روزي اصحاب از پيامبر اكرم پرسيدند: چگونه بر شما صلوات بفرستيم؟ حضرت پاسخ داد: بگوييد: خدايا بر محمد و ذريه (فرزندان) او صلوات فرست ... تا آخر. 33. عن عبدالله بن عباس: لما نزل ﴿ان الله و ملائكته ...﴾ قالوا: يا رسول الله قد علمنا السلام عليك فكيف نصلي عليك؟ فقال: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم انت حميد مجيد و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم انت حميد مجيد. 34. عن ابي هريرة قال: كان رسول الله (ص) يقول اذا خرج من بيته : بسم الله، التكلان علي الله لا حول ولا قوه الا بالله و في روايتة اخري: ثم يرفع راسه الي السماء ثم يقول: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد؛ ابوهريره مي گويد: هرگاه پيامبر اسلام (ص) از منزل خارج مي شدند، اين كلمات را مي گفتند: به نام خدا و توكل بر خدا، هيچ پناهگاه و قدرتي جز به اتكاي خداوند نيست. پس سر مبارك خويش را به طرف آسمان بلند مي كرد و عرض مي كرد: بار الها، بر محمد و آل محمد درود فرست. 35. عن كعب بن عجرة: قال (ص): قولوا: اللهم صلي علي محمد و آل محمد. حديث ديگري هم از رسول خدا (ص) نقل شده است كه حضرت آن قدر به موضوع پيوند «صلوات بر آل» به «صلوات بر خويش» اصرار داشتند كه حتي فاصله انداختن بين محمد و آل محمد را با كلمه «علي» منع كرده اند. علامه حسن بن امان الله دهلوي عظيم آبادي هندي در تجهيز الجيش نوشته است: روي انه سئل عن كيفية الصلوة، فقال(ص): قولوا: اللهم صل علي محمد و آل محمد، فقال رجل من الصحابة: و علي آل محمد، فقال: من فصل بيني و بين آل بـ «علي»، لم ينل شفاعتي ( فليس مني)؛ روايت شده است كه روزي از رسول خدا (ص) سؤال شد كه كيفيت صلوات فرستادن را به ما تعليم دهيد. حضرت فرمود: بگوييد: اللهم صل علي محمد و آل محمد. يكي از اصحاب در اين لحظه گفت: وعلي آل محمد ( شايد اين صحابي اين گونه صلوات را بارها از ديگران شنيده و به گمان خود خواسته است تذكري به پيامبر اكرم (ص) دهد تا ايشان را از اشتباه و غفلت برهاند). حضرت (در جواب اين صحابي) فرمودند: هر كس بين من و بين آل من در صلوات با كلمه «علي» فاصله بياورد، از من نيست و شفاعت من به او نمي رسد. 37. عن ابن مسعود(رض): اذا صليتم رسول الله (ص) فاحسنو الصلوة فانكم لا تدرون لعل ذلك يعرض عليه، قال: فقالوا له: فعلمنا ، قال قولوا: اللهم اجعل صلواتك و رحمتك و بركاتك علي سيد المرسلين و امام المتقين و خاتم النبيين محمد عبدك و رسولك امام الخير و قائد الخير و رسول الرحمة. اللهم ابعثه مقاماً محموداً يغبطه به الاولون والاخرون. اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابرهيم انك حميد مجيد. اللهم بارك علي محمد و آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد. ابن مسعود مي گويد: هرگاه بر رسول خدا صلوات مي فرستيد، نيكو صلوات بفرستيد؛ زيرا شما نمي دانيد شايد صلوات شما بر آن حضرت عرضه مي شود. حضار از او پرسيدند: پس شما نحوه صلوات نيكو را به ما آموزش بده. ابن مسعود گفت: بگوييد : بار خدايا، صلوات و رحمت و بركات خودت را بر سرور پيامبران و پيشواي متقين و ختم رسولان، حضرت محمد(ص) كه بنده تو و رسول رحمت و امام خيرات بود، فرو فرست. بار خدايا، بهترين مقام را به او عنايت كن كه اولين و آخرين به آن مقام غبطه خورند. بار خدايا، بهترين صلوات و درود خودت را بر محمد و آل محمد نثار گردان. همچنان كه بر ابراهيم و آل ابراهيم نثار كردي، همانا تو ستوده و بزرگواري. بارخدايا، بركات خودت را بر محمد و آل محمد نازل كن، همچنان كه بر ابراهيم و آل ابراهيم نازل كردي، همانا تو ستوده و بزرگواري. بخش پنجم: صلوات ابتر شايد رسول خدا (ص) پس از همه تأكيدات خويش بر صلوات به «آل محمد» باز هم پيش بيني مي كردند كه عده اي از آن مسلمانان از اين توصيه تخلف مي ورزند و از صلوات بر آل اجتناب كرده، و به صلوات بر محمد (ص) اكتفا مي كنند، لذا طبق حديثي كه ابن حجر، اين عالم بزرگ اهل سنت، نقل كرده است، حضرت در برابر مسلمين فرمود: بر من صلوات ابتر و ناقص نفرستيد. 38. (1) ويروي: لا تصلوا علي الصلاة البتراء فقالوا: و ما الصلوة البتراء قال: تقولون : اللهم صل علي محمد و تمسكون ، بل قولوا : اللهم صل علي محمد و آل محمد؛ روايت شده است كه پيامبر اكرم فرمود: بر من صلوات ناقص و ابتر نفرستيد. اصحاب پرسيدند: يا رسول الله، صلوات ناقص چيست؟ فرمود: اين كه بگوييد «اللهم صل علي محمد» وتا همين جا اكتفا كنيد؛ بلكه بايد بگوييد: «اللهم صل علي محمد و آل محمد». صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم (ص) بدون صلوات بر آل او، نه تنها هميشه مورد كراهت و نهي آن حضرت است، بلكه اين كار در نماز باعث قبول نشدن نماز به درگاه خداوند مي شود: 39. (2) اخرح الدار قطني و بيهقي: من صلي صلاة و لم يصلّ فيها عليّ و علي اهل بيتي لم تقبل منه؛ هر كس نمازي بخواند و در آن نماز بر من و آل من صلوات نفرستد، نماز وي قبول نمي شود. بر اساس همين گونه روايات معتبر اهل سنت است كه امام شافعي در شعري كه در مدح اهل بيت رسول الله (ص) سروده است، يكي از فضايل آنان را همين مي شمارد كه صلوات نفرستادن برآنان موجب رد شدن نماز است: يا اهل بيت رسول الله حبكم فرض من الله في القرآن انزله كفاكم من عظيم القدر منزلة من لم يصل عليكم لا صلوة له اي اهل بيت رسول خدا، محبت ورزيدن به شما از ناحيه خداوند در قرآن كريم واجب شده است. در منزلت و قدر و ارزش شما همين بس كه هركس در نمازش بر شما صلوات نفرستد، نماز او اصلاً نماز نيست. بخش ششم: صلوات بر اصحاب صحابه رسول الله (ص) به دليل اينكه محضر آن حضرت را درك كرده و موفق به ديدن روي آن عزيز و شنيدن سخنان ايشان و مشاهده رفتار آن بزرگوار شده اند، امتيازي دارند كه بقيه مسلمين از آن محروم اند. البته ارزش خود آنها نيز با يكديگر تفاوت داشته است. آنان كه بيشتر داراي ملاكهاي الهي بودند و ايمان قوي تر و اعمال صالح بيشتر و فداكاريهاي بارزتر داشتند و در مقابل رسول الله(ص) تسليم محض بودند، از ديگر صحابه مؤمن فضايل به مراتب بيشتري داشتند. كساني ازآنان نيز مرتكب گناهان و معصيتهايي شدند كه حتي مورد نكوهش خداي بزرگ جهان قرار گرفتند و آياتي از قرآن در هشدار و بيم آنها نازل شد. صرف نظر از آن تعداد صحابه كه آيات نفاق در شأن آنها نازل شد، اكثريت صحابه قابل احترام و داراي ارزشهاي انكار ناپذيرند. اما آيا لزوم احترام مي تواند حكم جديدي را در شريعت اسلامي تشريع كند و قانوني جديد بر سنت نبوي بيفزايد و «صلوات» را كه يك شعار و قانون نازل شده الهي است و رسول خدا (ص) كيفيت انجام آن را به امت مسلمان تعليم داده است تغيير دهد؟ اگر صلوات بر صحابه، مشروع و مورد علاقه خدا و رسول (ص) بود، چرا آن حضرت اين مطلب را بيان نكرد؛ همچنان كه صلوات بر آل را توصيه نمود؟ خوانندگان عزيز ملاحظه فرموديد كه دهها روايت از منابع معتبر اهل سنت نقل كرديم كه رسول خدا (ص) صلوات بر آل را توصيه فرموده است. اما در اين روايات كه ما به قدر اطلاع خود در مورد صلوات ديده ايم، حتي يك حديث نبوي هم راجع به صلوات بر صحابه نيافته ايم . كتاب كنز العمال در جلد اول 119 حديث و در جلد دوم 34 حديث درباره صلوات نقل كرده است كه در مجموع 153 حديث مي شود. جمع كننده اصلي روايات كنزالعمال كه از كتاب جمع الجوامع سيوطي است، تسلط كافي بر احاديث داشته است، اما حتي يك حديث درباره صلوات بر اصحاب نقل نكرده است. در اين صورت، بر فرض كه كسي نيز حديثي در كتاب ديگري پيدا كند، آن روايت شاذ و غير معتبر خواهد بود. اكنون سؤال ما اين است كه چرا بعضي از ارجمندان اهل سنت نه تنها غالباً صلوات بر آل را حذف مي كنند و در كتابها و سخنرانيهايشان پس از نام پيامبر اكرم (ص) جمله «صلي الله عليه و سلم» را به كار مي برند ، بلكه اصرار دارند كه هرگاه صلوات بر آل آن حضرت مي فرستند، صلوات بر اصحاب را نيز جزء صلوات قرار دهند. آيا بهتر نيست كه به جاي آن حذف و اين زياده كه هر دو بر خلاف سنت ثابت است، در مقابل سنت نبوي زانو بزنيم و از اين پس همه با هم طبق تعليم خاتم انبيا (ص) و اين روايات متواتر منابع اهل سنت، صلوات را بر محمد و آل او بفرستيم؟ و آيا بهتر نيست كه وحدت پيروان مذاهب اسلامي به صورت تسليم عملي همه مسلمين در برابر كتاب خدا و سنت ثابت نبي اكرم (ص) باشد؟ آري، روايات مذكور در حد اعلاي تواتر است تا جايي كه يكي از نقادترين علماي حديث اهل سنت، يعني ابن حجر هيثمي كه بسياري از روايات كتب حديث اهل سنت را از نظر سند مخدوش و ضعيف مي شمرد، اين حديث كيفيت صلوات بر محمد و آل محمد را مورد اتفاق همه علما دانسته و گفته است: الحديث المتفق عليه: قولوا : اللهم صل علي محمد و علي آل محمد. ابن تيميه حنبلي كه ديدگاه منفي و بدبينانه اي به معارف تشيع داشته است، در مورد كيفيت صلوات اعتراف مي كند كه خداوند متعال فرمان صلوات فرستادن بر رسولش را در قرآن صادر كرده است، و رسول گرامي اش (ص) نيز كيفيت صلوات بر خود را براي ما تفسير كرده كه بايد بدين گونه بر محمد و آل محمد صلوات بفرستيم: فالله تعالي امر بالصلوة علي نبيه (ص) وقد فسر النبي (ص) ذلك بالصلوة عليه و علي آله. و نيز علامه سبكي شافعي، پس از تحقيق و تتبع همه روايات كتب حديث اهل سنت در مورد صلوات، حاصل و مفاد و تعبيرات همه آن روايات را استخراج و تنظيم نموده و مجموعه اين تعبيرات را به صورت 45 نوع صيغه و عبارت تدوين كرده و در پايان كتابش ارائه داده است. لذا بعضي از علماي بزرگ اهل سنت به خاطر عمل به اين احاديث نبوي و اطاعت از نبي اكرم (ص)، موقع صلوات فرستادن اين نكته را مراعات نموده اند. از جمله آنها علامه ساعاتي احمد عبدالرحمه البنّاء مؤلف كتاب روايي عظيم الفتح الرباني لترتيب المسند لامام احمد بن حنبل الشيباني است. ايشان مجموعه احاديث مسند امام احمد بن حنبل را به صورت موضوعي تنظيم و به صورت چندين جلد تدوين كرده است. وي در خطبه و مقدمه كتابش اين نكته مهم را مراعات كرده و پس از حمد خداوند، صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده و پس از آن براي رضايت خداوند از صحابه دعا نموده است: بسم الله الرحمن الرحيم ... اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابرهيم انك حميد مجيد؛ اللهم بارك علي محمد و آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد و سلم تسليماً كثيراً و ارض اللهم عن الصحابة و التابعين و الائمة المجتهدين والفقهاء والمحدثين ومن تبع هديهم باحسان الي يوم الدين. به اميد روزي كه همه مسلمين بتوانند با مذاكرات دوستانه با عقايد وانديشه هاي يكديگر آشنايي پيدا كنند و علاوه بر رفع ابهامات و سوء تفاهمات، در نقاط مشترك توافق نمايند و با كمك يكديگر فرهنگ اسلام را در جهان گسترش دهند. پي نوشتها: 1. الميزان، ج 16، ص338. 2. همان ، ص343. 3. مفردات راغب. 4. احزاب،(33) ، آيه56. 5. الصواعق المحرقة، ص148. 6. ﴿انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا﴾، احزاب،(33 )،آيه 33. 7. ﴿ اطيعواالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم﴾ ...نساء، (4) ،آيه59. 8. ﴿يا ايهالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...﴾ مائده، (5)، آيه7. 9. ﴿ اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لك الاسلام ديناً﴾، مائده، (5)، آيه35. 10.﴿ انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزكوة و هم راكعون﴾، مائده، (5)، آيه 55. 11. ﴿فاسألوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون﴾، انبيا. (21) ، آيه7، و نحل، (16)، آيه43. 12. ﴿... و بالنجم هم يهتدون﴾، نحل، (16)، آيه16. 13. ﴿... و لكل قوم هاد﴾، رعد،(13)، آيه7. 14. ﴿... واجعلنا للمتقين اماماً﴾، فرقان، (25)، آيه74. 15. ﴿قل لا اسئلكم عليه اجراً الاالموده في القربي﴾، شوري، (42)، آيه 23. 16. ﴿ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم﴾، تكاثر، (102)، آيه8. 17. ﴿و من عنده ام الكتاب﴾، رعد، (13) آيه43. 18. ﴿فمن حاجك فيه ... فقل تعالوا ندع ابنائنا ... ثم نبتهل ...﴾، آل عمران، (3 )، آيه61. 19. ﴿يخرج منها اللوء لوء و المرجان﴾، الرحمن، (55)، آيه 22. 20. ﴿و يؤثرون علي انفسهم ولو كان بهم خصاصة﴾، حشر، آيه9. 21. ﴿هل اتي علي الانسان ... و يطعمون الطعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً﴾، انسان، (76) ، آيه7-8. 22. قال النبي: اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض. مسند امام احمد حنبل، ج 3، ص14. 23. قال النبي (ص): مثل اهل بيتي كمثل سفينه نوح من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق. مستدرك الصحيحين، ج2، ص343. 24. قال النبي(ص) : فاطمة بضعه مني. فمن اغضبها اغضبني. صحيح بخاري، باب مناقب فاطمه، ج 5، ص 26 ط دارالجيل بيروت. 25. قال النبي: الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة. مستدرك الصحيحين، ج3، ص167. 26. قد آخي رسول ا لله (ص): بينه و بين علي. صحيح ترمذي، ج2، ص299. 27. قال النبي (ص): في علي خمس خصال ... الرابعه فان لوائي معه يوم القيامه و تحته آدم و ماولد... . كنزالعمال، ج6، ص398. 28. ابن عباس: اول من اسلم مع رسول الله (ص) علي (درالمنثور، ذيل آيه ﴿و كنتم ازواجا ثلاثة﴾). 29. قال النبي (ص): يا علي انت بمنزله الكعبة، كنزالحقايق، ص 188. 30. قال النبي(ص): انا مدينه العلم و علي بابها، مجمع الزوايد هيثمي، ج9، ص114. 31. قال النبي (ص) بفاطمة: زوجتك خير اهلي اعلمهم علمأ و افضلهم حلماً، فضائل الحسنه 1/222 نقل از : كنزالعمال 6/153 و 397. 32. مسند احمد بن حنبل، ج6، ص323، فضائل الخمسه، ج1، ص219، كنزالعمال، ج7، ص103، درالمنثور، ذيل آيه التطهير، سوره احزاب؛ مشكل للاثار، طحاوي، ج1، ص334، احقاق الحق، ج9، ص590؛ منتخب كنزالعمال در هامش المسند،ج5، ص96، فرائدالسمطين حمويني، تاريخ ابن عساكر (منتخب)، ج4، ص204، ينابيع المودة حنفي قندوزي، ص 108، تفسير ثعلبي، ارجع المطالب، علامه ص 314، القول الفصل، حضرمي ص 185، رشفة الصادي حضرمي، ص 30. 33. صحيح بخاري، كتاب التفسير، ج6، ص 217، ذيل سوره احزاب، كنز العمال، ج2، ص 279، حديث 4006، الصواعق المحرقة، ص46؛ ابن حجر كه بسياري از روايات معتبره اهل سنت را با دقت در سند تضعيف مي كند گفته است اين حديث صحيح است، فضائل الخمسه من الصحاح السته تاليف علامه فيروز آبادي، ج 1،ص 209، اين حديث را از منابع ذيل نقل كرده است: صحيح بخاري، كتاب الدعوات باب الصلاة علي النبي (ص)، صحيح بخاري، كتاب بدء الخلق، صحيح مسلم، كتاب الصلوة علي النبي (ص) بعد التشهد؛ مستدرك الصحيحين؛ مسند امام احمد ابن حنبل؛ حليه الاولياء او نعيم اصفهاني، تاريخ خطيب بغدادي؛ احقاق الحق، ج9، ص524. از: صحيح بخاري، ج4، ص146، ط اميريه مصر،ج8،ص77وج 6، ص120، كتاب الدعوات باب الصلوه علي النبي (ص) كتاب بدء الخلق + كتاب التفسير ذيل سوره احزاب، صحيح مسلم،ج2،ص16، ط صبيح مصر كتاب الصلوه علي النبي (ص) بعد التشهد، مسند ابو داود طياليسي ص 142 حيدر آباد دكن، سنن نسائي،ج1،ص190، ط ميمنه مصر، المنتفي ابي جارود نيشابوري ص 80 تا189، تفسير جامع البيان طبري،ج22،ص43، ط حلبي مصر، تاريخ بغداد حطيب بغدادي،ج6،ص216، قاهره، موضع اوهام الجمع و التفريق،ج2،ص268، خطيب بغدادي، اخبار اصبهان حافظ ابو نعيم،ج1،ص130، محلي ابن حزم اندلسي،ج4، ص135، سنن دارمي،ج1،ص309، التدوين رافعي،ج1،ص70، سنن بيهقي جزء 2،ص 8_147، المنتفي في سيره المصطفي (ص) ص 190، بردايع المنن ساعاني،ج1،ص92، الاعلام بفضل الصلاء علي النبي (ص) تاليف علامه نميري، مشكل الاثار طحاوي،ج3،ص71، معالم التزيل بغوي،ج5،ص225، القول البديع سخاوي ص 25، وسيله المال با كثير حضرمي ص 69، اكشف والبيان ثعلبي ، ذخاير العقبي طبري ص 19، منهاج السنه ابن تيميه،ج4،ص65، ط قاهره، تاريخ ابن عساكر، ارشاد الساري قسطلاني،ج9،ص224 وج7،ص365 وج5،ص428، فرائد السمطين حمويني، نظم دررالسمطين زرندي ص 45، تفسير القرآن ابن كثير،ج1،ص172، ط مصر، فتح الباري عسقلاني،ج8،ص432، عده القاري عيني،ج15،ص264، تفسير خازن،ج5،ص225، اجمع الصغير سيوطي ص 219 ط مصر، اعالم الموقعين ابن قيم،ج4،ص309، الدر المنضور ابن حجر هيتمي ص 12، طبقات الشافعيه كبري سبكي،ج1،ص95، ط قاهره، تنبيه الغافلين سمر قندي ص 148، نهايه الادب نويري،ج5،ص308، علم الكتاب مير محمدي حنفي ص 264، ينابيع الموده حنفي قندوزي ص 192، قبح البيان سيد حسن خان،ج7،ص313، مناقب شبخ عبدالله شافعي ص 70، فتح الكبير نبهاني،ج2،ص314، فرائب الاغتراب آلوسي ص 112، انوار المحمديه آلوسي ص 423، منتخب الصحيحين آلوسي ص 129، تيسير الوصول شيباني،ج1،ص233، رشفه الصادي حضرمي ص 29، ارجح المطالب حنفي الامر تسري ص 81 و 317، البيان و التعريف ابن حمزه،ج2،ص134، الاتحاف زبيدي حنفي، ج3،ص78، تذكر اين نكته لازم است كه ما حدود اين پنجاه كتاب از مهم ترين منابع و تاليفات علما اهل سنت را به عنوان سند حديث اول مطرح ساختيم و از بقيه منابع ديگر صرف نظر كرديم و اكر بنا باشد كه براي هر كدام از احاديث بعدي هم به همبن اندازه از تاليفات علماي بزرگ اهل سنت نقل كنيم، حجم اين جزوه چند برابر مي شود . تو حديث مفصل بخوان از اين مجمل، لذا جهت اختصار در احاديث بعدي فقط نام بعضي از مدارك را ذكر خواهيم كرد ، كساني كه به تحقيق بيشتر و يافتن احاديث و ماخذ بيشتر علاقه دارند به كتاب احقاق الحق، ج9، ص540 و ج 3، ص252، وج 18، ص290، وكتاب فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج1 و ديگر كتب مربوط كه علماي شيعه احاديث اهل سنت را جمع آوري كرده اند مراجعه نمايند. 34. فضائل الخمسه عن الصحاح السته، ج1، ص210، به نقل از : صحيح بخاري كتاب التفسير، ذيل آيه ﴿ان الله و ملائكته يصلون علي النبي﴾؛ صحيح بخاري كتاب الدعوات باب الصلاة علي النبي، سنن نسائي ،ج1، ص190، مسند احمد بن حنبل، ج2، ص47، مشكل الاثار طحاوي، ج3، ص73. و نيز احقاق الحق از: صحيح بخار، ج6، ص121، ط مصر وج8، ص77، عمده القاري، عيني حنفي، ج19، ص126، الجمع بين الصحيحين، ج2، ص502، حميدي، كنز العمال،ج7، ص341، حيدر آباد، الدر المقصود، لبن حجر هيثمي، جواهر البحار نبهاني، ج4، ص158، منخب الصحيحين ص 129، فتح الكبير، نبهاني،ج2،ص304. 35. كنز العمال، ج 2ص282 حديث 4013، فضائل الخمسة، 1/210 از: صحيح مسلم كتاب الصلوة باب الصلوة علي النبي (ص) بعد التشهد؛ سنن ترمذي ج 2، ص212. همين حديث را از علي (ع) و ابي حميد و كعب بن عجرة و طلحه و ابن عبدالله و ابي سعيد و زيد ابن خارجه يا حارثه بن زيد و بريده نقل كرده است و گفته است اين حديث صحيح است. سنن نسائي ، سنن ابس داود، موطاء مالك ، مسند امام احمدحنبل، مستدرك حاكم؛ سنن دارمي، سنن بيهقي؛ مشكل الاثار، طحاوي؛ احقاق الحق ج9، ص549، صحيح مسلم ج2، ص16 صبيح، سنن نسائي ج1، ص189 ميمنه، سنن دارمي ص 309، مطبعة اعتدال دمشق؛ موطا امام مالك بن انس ج1، ص137، ط حلبي مصر، مستدرك الصحيحين، حاكم نيشابوري ج1، ص268، حيدرآباد، سنن كبيره بيهقي ج2، ص146 و 378 حيدر آباد، مشكل الاثار، طحاوي 3/71، محلي ابن حزم اندلسي، ج3، ص272و ج4، ص134، تاريخ دمشق ابن عساكر ج10، ص152، الحجه علي اهل المدينه محمد بن حسن شيباني ص 139، تفسير ابن كثير، كنزالعمال 7/341 ط حيدر آباد، 36. الصواعق المحرقة ابن حجر ص 147؛ فضائل الخمسه ج1، ص214، از سنن دار قطني، ص 135. 37. فضائل الخمسة ج1، ص213 از سنن بيهقي ج2، ص147، مسند شافعي ص 23. 38. فضائل الخمسه ج1، ص214، از سنن دار قطني، ص 135. 39. فضائل الخمسه ج 1، ص210 از صحيح نسائي، ج1، ص190. 40. فضائل الخمسه ج 1، ص214، از مسند امام شافعي، ص 23؛ كنز العمال، ج1، ص203، مشكل الاثار طحاوي ج3، ص75. 41. فضائل الخمسه، ج1، ص215، به نقل از: تاريغ بغداد، ج14، ص303. 42. فضائل الخمسه، ج1، ص212، به نقل از: فتح الباري في شرح البخاري 13/411 43. كنزالعمال ج 1 حديث 40914 از ابن عساكر 44. كنزالعمال ج1 حديث 3994 از ابو نعيم. 45. فضائل الخمسه ج1ص213 از: تفسير طبري ج22ص31. 46. تفسير طبري،ج22،ص31. 47. فضائل الخمسه، ج1، ص213، از: مسند امام احمد بن حنبل، ج5، ص353، تاريخ بغداد، ج8، ص142، احقاق الحق، ج9، ص528، به نقل از: مجمع الزوايد هيثمي، ج2، ص144 و ج10، ص163، الاعلام بفضل الصلوه علي النبي، ص 24، تفسير ابن كثير المطبوع بهامش فتح البيان، ج8، ص117، 48. كنزالعمال، ج2 حديث 3988، به نقل از: طبراني در معجم اوسط، فضائل الخمسه، ج1، ص206، فيض القدير، ج5، ص19، شعب الايمان بيهقي، الاربعين عبدالقاد رهاوي. 49. كنزالعمال، ج 2، حديث 3991 به نقل از: بيهقي در شعب الايمان، احقاق الحق، ج9، ص569.به نقل از: معرفه علوم الحديث حاكم نيشابوري، ص 32، فرائد السمطين حمويني ص 8، ذيل اللئالي سيوطي، ص 153، القول البديع سخاوي، ص 28، وسيله المال باكثير حضرمي، ص71. 50. كنز العمال، ج 2، حديث 3998، عن مسند انس و ابن عساكر. 51. همان، ج2، حديث 4005، به نقل از: المعجم الكبير للطبراني و تفسير طبري، مسند امام احمد بن حنبل، حلية الاولياء ابي نعيم، مشكل الاثار، طحاوي؛ الاستيعاب، ابن عبدالبر 52. فضائل الخمسه، ج1، ص212، به نقل از: صحيح ابن ماجة كتاب الصلوة، ص 65، حليه الاولياء ابي نعيم، ج4، ص271. 53. كنزالعمال، ج1، حديث 2184. 54. همان، ج1، حديث 2185. 55. همان، ج1، حديث 2186. 56. همان،ج1، حديث 2187، به نقل از ابن عساكر از عايشه 57. همان،ج1، حديث2150، به نقل از: بيهقي، ابن داود ، ابن ماجه ، سنن نسائي 58. كنزالعمال، ج1، حديث 2199، از مسند امام احمد بن حنبل، ابن سعد، بغوي، بارودي معجم الكبير طبراني ، 59. كنزالعمال، ج1، حديث 2175، از سنن نسائي. 60. كنزالعمال، ج1، حديث 2183. 61. منتخب كنزالعمال، به نقل از كنز العمال، ج1. 62. الصواعق المحرقه، ص 146. 63. احقاق، ج9، ص562، به نقل از سنن نسائي، ج1، ص90، ط ميمنه مصر، مشكل الاثار، طحاوي، ج3، ص71، جامع الصغير، سيوطي، ينابيع الموده حنفي قندوزي، ص 185، اسلامبول؛ فتح الكبير نبهاني، ج2، ص190، القول البديع سخاوي. 64. احقاق الحق، ج9، ص579. به نقل ازمشكل الاثار طحاوي، ج3، ص71 ، الآيات والبينات عبدالحفيظ فهري، ص 428، الاعلام بفضل الصلوه علي النبي (ص) 65. احقاق الحق، 9/528 به نقل از: مشكل الاثار، طحاوي،ج3، ص71، الكني و الاسماء علامه دولابي، ج1، ص24 66. احقاق الحق،ج9، ص584. به نقل از تفسير طبري، ج22، ص43. و تفسير ابن كيثر،ج 8، ص118، القول البديع، سخاوي، ص28 و الاعلام بفضل الصلوة علي النبي. 67. احقاق الحق، ج18، ص308، به نقل از كتاب الوسيله حضرمي ج4، غالية المواعظ ابو البركات افندي، ج2، ص94، مراة المومنين. 68. احقاق الحق،ج 18، ص293. به نقل از مختصر سنن ابي داود علامه حافظ منذري، ص 454 قاهره. 69. جلال الدين دواني در حاشيه علي شرح التجريد للقوشجي، ( احقاق الحق،ج9، ص643). 70. التر‍ غيب والترهيب امام عبدالعظيم منذري،ج3، ص305، به نقل از احقاق الحق، ج18، ص296. 71. الصواعق المحرقة ابن حجر، ص 87-146. 72. الصواعق المحرقة، ابن، الحجر، ص 235. 73. الصواعق المحرقه، ص 232 از: احقاق الحق، ج 9، ص 599. 74. منهاج السنة، ابن تيميه، ج 2، ص 144 از: احقاق الحق، ج 9، ص 599. 75. شفا السقام، ص 231، علي ما جمعه العلامة النميري، به نقل از: احقاق الحق، ج 9، ص 606.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <br><a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .