زنان در روايات

چنین تشبیهاتی به هيچ وجه دلالت بر تحقير وپايين آوردن مقام وحيثيت ارزشي زن نسبت به مرد ندارد در غير اين صورت :
اولا؛ با مفاد قطعي آيات وروايات وآموزه هاي ديني مبني بر تساوي منشاء آفرينش وحقوق ولوازم تعالي وکرامت انسان که در آيات متعددي از قرآن به صراحت بيان شده منافات دارد ثانیا ؛ بسیاری از زنان پارسا و معصوم در طول تاریخ وجود دارند که مطمئنا بری از چنین برداشت هایی هستند.بحث از اطاعت زن و نامبارکی زبان زن بایستی به طور مجزا تبیین گردد.
اطاعت از زن:
در مورد مشورت و اطاعت از زن روایات متعددی آمده که ظاهرا از چنین کاری نهی می کند. این مطلب نیاز به تبیین دارد چرا که در جاهای متعددی از قرآن کریم و روایات اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین بدون در نظر گرفتن جنسیت تاکید و سفارش به مشورت با اهل خبره و دیگران شده است و ممکن است در بعضی موارد زنان از خبرویت بیشتری نسبت به مردان برخوردار باشند از طرفی حکمت مشورت، پیدا کردن بهترین و معقولانه ترین راه برای حل مشکل است و در این مسیر زن و یا مرد هر کدام بتوانند بهترین راه را به انسان نشان دهند از نظر عقلانی باید تبعیت شوند.
با این بیان به این نتیجه می رسیم که قطعا خصوصیتی ممکن است در برخی از زن ها (زن های تابع هوا و هوس )و یا در مشورت در بعضی از موضوعات(مانند مسایل مربوط به جنگ و جهاد) باشد که از مشورت و متابعت با زنان در آن موضوعات نهی شده است . همان طور که اغلب این روایات در نکوهش از مشورت با زن در مورد زن خاصی یا در موقعیت خاصی مانند جنگ جمل صادر شده است.
پس می توان ادعا کرد چنين تعبير هايي به لحاظ غلبه خارجي موضوع در زمان بيان آن است. يعني در آن زمان اين صنف گرانقدر (يعني زنان) از تعليم و تربيت کامل و یا حضور در اجتماع و مناسبات اجتماعی محروم بوده‌اند در صورتي كه اگر شرايط درست براي فراگيري آنها در صحنه تعليم و تربيت و اجتماع فراهم شود اگر غلبه بر عكس نشود لااقل غلبه با مردان نخواهد بود تا منشاء نكوهش گردد. يعني اگر زنان در پرتو تعليم صحيح و تربيت وزين پرورش يابند و چون مردان بينديشند و چون رجال تعقل و تدبر داشته باشند تمايزي از اين جهت با مردها ندارند و اگر گاهي تفاوت يافت شد، همانند تفاوتي است كه در اين مورد بين خود مردها نيز مشهود است.
مثلاً اگر زنان مستعد به حوزه‌ها و دانشگاه‌هاي علمي راه يابند و همانند مردان به فراگيري علوم بپردازند و در دروس مشترك آگاهي كامل يابند ديگر نمي‌توان گفت رواياتي كه در نكوهش زنان آمده و احاديثي كه در پرهيز از مشورت با آنها وارد شده و ادله‌اي كه در نارسايي عقول آنان رسيده اطلاق دارد و هيچ‌گونه استثنايي نسبت به زنان دانشمند و محقق ندارد بلكه قطعاً اينگونه زنان، مستثنا خواهند بود و در اين زمينه تمايزي با مردها ندارند.(زن در آيينه جمال و جلال، ص37ـ36)
نکته دیگر که اشاره به آن ضروری است این مطلب است : همان طور كه مي‏دانيم زنان و مردان در نوع هوشياري با هم متفاوت هستند. مردان، هوشياري با ديد متمركز دارند و زنان هوشياري با حواس و ديد باز. همين مسأله در نوع قضاوت مرد و زن تأثير مي‏گذارد. مردان در صدور رأي تمام جوانب مخفي را مي‏بينند اما خانم‏ها به اشد مجازات فكر مي‏كنند، زيرا همان گونه كه در ابراز محبت سريع هستند در اعمال خشم هم شديد هستند. زنان از هر 100 محركه 90 محركه را درك مي‏كنند و ذهن آنها معمولاً شلوغ‏تر از مردان است و از اين رو در تصميم‏گيري‏ها با هم متفاوت هستند. (روان شناس زن و مرد، دكتر محمد مجد، ص 101 و 97). اين متمركز بودن مردان و گسترده نگري زنان در تصميم‏گيري‏هاي آنها نقش زيادي دارد. زنان براي حل مشكل چندين راه حل را پيدا مي‏كنند لذا قدرت تمركز در يك راهكار و تصميم‏گيري را ندارند. نكته ديگر اين است كه زنان هميشه خواهان برقراري ارتباط هستند. از اين رو تمايل دارند تا ديگران را در تصميم گيريهاي خويش شركت دهند و چون سليقه‏هاي افراد گوناگون است روند انتخاب و تصميم‏گيري زنان نسبت به مردان كه محور تصميم‏گيري‏هاي آنها، خودشان و قدرت تعقل آنهاست، كندتر خواهد بود.
روان شناسان مي‏گويند: مردان در ابتدا خودشان تصميم مي‏گيرند و بعد آماده هستند كه بر مبناي اطلاعات ديگران تصميم خويش را تغيير دهند، اما زنان با دخالت دادن ديگران در تصميم گيريها و در نظر گرفتن تمام سليقه‏ها و خواسته‏هاي افراد خانواده تصميم مي‏گيرند و سعي مي‏كنند در تصميم‏گيري‏هاي خود، نظر همه را تا حدي تأمين كنند.
جان گري روان شناس مشهور در« كتاب زنان مردان، روابط، جان گري ص 140» مي‏گويد: «مرد ابتدا هدف را پيدا مي‏كند، بعد حرف مي‏زند و زن حرف مي‏زند و بعد هدف را پيدا مي‏كند». بنابراين اميرالمؤمنين (ع) در اين فراز از نامه 31 نهج البلاغه در صدد نكوهش زنان و ايراد نقص به آنان نيستند بلكه مي‏خواهند زنان و مردان را توجه دهند به اين كه اين دو جنس با توجه به ساختار آفرينششان متفاوتند و آگاهي از تفاوت‏هاي زن و مرد در نوع تصميم‏گيري‏ها چه در عرصه خانواده و چه در سطح كلان آن يعني اجتماع، باعث مرزبندي توقعات مي‏شود و در سايه اين آگاهي‏ها زنان و مردان سعي مي‏كنند به يكديگر فرصت داده و زمينه را براي تصميم‏گيري صحيح و عقلاني فراهم سازند.
بنابراين حضرت علي (ع) تفاوت‏هاي زن و مرد در تصميم‏گيري را با بينشي هوشمندانه بيان فرموده‏اند:«اياك و مشاورة النساء فان رأيهن الي افن، و عزمهنّ الي وهن» از مشورت با زنان بپرهيز كه رأي آنان زود سست مي‏شود و تصميم آنان ناپايدار است .
ناپايداري و سستي در تصميم‏گيري زنان از يك سو به علت تأثير عواطف و احساسات بر آنان و از سوي ديگر همان گونه كه بيان شد برخاسته از ديد گسترده و باز (غير متمركز) آنهاست. و «وهن در عزم» ممكن است اشاره به كندي در تصميم‏گيري‏ آنها باشد كه معمولاً به خاطر دخالت دادن ديگران در تصميم‌گيري‌هاست. با اين توضيح روشن مي‌شود كه ممكن است دليل عمده منع مشورت با زنان از سوي معصومين (ع) و بزرگان، اين باشد كه مردم علاوه بر اين كه در تصميم‌گيري‌هاي خويش نبايد عواطف و احساسات خودشان را در قلمرو عقل و قضاوت‏هاي خود دخالت دهند، بلكه بايد از نفوذ و دخالت عواطف و احساسات زنان نيز ممانعت نمايند.
اما با همه اين حرفها از اين نكته نبايد غافل بود كه پرهيز از مشاوره با زنان به همه اصناف آنان بر نمي‏گردد. بلكه زناني كه به كمال عقلاني رسيده‏اند از اين قاعده مستثني هستند. چنان كه حضرت علي (ع) مي‏فرمايد: «اياك و مشاورة النساء الّا من جربت بكمال عقل»; اصول كافي، شيخ كليني، ج 5 ص 329. از مشورت با زنان بپرهيزيد مگر زناني كه كمال عقل آنان آزمايش شده است.
ز اين حديث شريف اين نكته مهم فهميده مي‏شود كه حضرت در نامه 31 و نيز در خطبه‏اي كه زنان را ناقص العقل مي‏داند، در صدد سرزنش و معيوب دانستن آنان نيست بلكه در صدد بيان اوصاف طبيعي زنان است و اگر نقصان عقل و ناپايداري تصميمات زنان در سرشت و نهاد آنهابود، با اين كمال عقل كه در حديث فوق آمد، منافات خواهد داشت، بنابراين حالت طبيعي زنان چنين است؛ اما زناني هستند كه مي‏توانند عقل خويش را شكوفا كرده و تصميمات پايدار و جدي بگيرند.
از اين رو همه زنان و به خصوص زنان تحصيلكرده با آگاهي از اين تفاوت‏ها و شناخت حالات طبيعي خويش مي‏توانند قوه تعقل خويش را تقويت و عواطف و احساسات خويش را مهار نمايند و در تصميم‏گيري‏ها پا به پاي مردان پيش روند. لذا رفتار عملي حضرت علي (ع) نيز بيان گر همين موضوع است كه آن حضرت بارها حضرت زهرا(س) را مورد مشورت قرار مي‏دادند و يا امام حسين (ع) در واقعه كربلا از حضرت زينب (س) نظرخواهي مي‏كردند.
بنابراين زنان هم مي‏توانند به كمال عقل دست يابند و تصميماتي جدي و عقلاني بگيرند. در پايان شايان ذكر است كه امير المؤمنين تنها مشورت با زنان را منع نكرده است بلكه با كساني ديگر را هم منع كرده است كه از مجموع سخنان (ع) و ديگر معصومين مي‏توان فهميد مشورت با افراد ترسو، بخيل، حريص، ضعيف الايمان، ضعيف العقل و...ممنوع است. و در اين جهت فرقي بين زن و مرد نيست و اساساً جنسيت دخالتي در آن ندارد. بنابراين مهم‏ترين هدف مشورت، يافتن بهترين گزينه و شيوه‏هاي اجرايي است. لذا شخصي كه مورد مشورت قرار مي‏گيرد بايد شرايط و ويژگي‏هايي داشته باشد كه بتواند به دور از هر شائبه‏اي بهترين راه را توصيه و پيشنهاد نمايد از اين رو داشتن شرايط لازم و در نظر گرفتن آنها به هنگام مشورت امري لازم و ضروري است.
زبان زن :
«المراة عقرب حلوة اللسبه» یعنی زن مثل عقرب که نیشش شیرین و زهرآگین است».همین تعبیر در مورد دنیا هم آمده است . حضرت امیر المومنین علی علیه السلام در جایی دیگر از نهج البلاغه دنیا را به زن زیبا تمثیل می کند که اهل دنیا را خام خود نموده است.و در جایی دیگر همین دنیا را به مار افسونگر خوش خط و خال که سمی زهرآگین دارد تشبیه کرده است.«مثل الدّنيا كمثل الحيّة ليّن مسّها و السّم القاتل فى جوفها يهوى اليها الغرّ الجاهل و يحذرها اللّبيب العاقل.؛مثال دنيا مثال مارى است كه (ظاهر آن و) دست ماليدن آن نرم است، ولى زهر كشنده در درون دارد، آدم فريب خورده نادان به سويش علاقه‏مند شود، و انسان زيرك عاقل از آن دورى و پرهيز كند.»[1].« يا دنيا يا دنيا اليك عنّى، ابى تعرّضت أم الىّ تشوّقت، لا حان حينك، غرّى غيرى لا حاجة لى فيك قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة لى فيها، فعيشك قصير و خطرك يسير و أملك حقير، آه من قلّة الزّاد و طول الطّريق و بعد السّفر و عظم المورد.؛ اى دنيا اى دنيا از من دور شو (و فاصله بگير) آيا خود را به من عرضه مى‏كنى يا مى‏خواهى مرا به شوق آورى هرگز آن زمان فرا نرسد ديگرى را فريب ده، مرا در تو نيازى نيست، من تو را سه طلاقه كرده‏ام كه در آن رجوعى نيست، زندگى تو كوتاه، موقعيّت تو اندك، و آرزوى تو كوچك و پست، آه از كمى توشه و طولانى بودن راه، و دورى سفر.[2]»
تعبیر به شومی زن هم به جهت خاصی از ویژگی بعضی زنان اشاره دارد.زن به واسطه خلقت زیبا و جذابش اگر با تقوا و عفت همراه نباشد مانند دنیا فریبنده و جذاب است و با زبان شیرین و مسحور کننده خویش شومی و هلاکت را برای مردان سست ایمان به ارمغان می آورد.
حال جای این سئوال است که وجه این تشبیه چیست؟!
اميرالمؤمنين (ع) كه زن را ريحانه(گل خوشبو) مي‏داند قطعاً در صدد نكوهش زنان نيست بلكه اين جمله در واقع هشداري است به زنان و مردان كه مراقب رفتارهاي خويش باشند. خداوند متعال جمال و كشش خاصي را در زن قرار داده است و اين جذبه از همان زمان آغازين خلقت آدم و حوّا بوده است. چنان كه در روايات هم وارد شده است كه وقتي خداوند حوا را پس از آدم آفريد و چشم آدم به اين زن افتاد آن چنان جمالي در او ديد كه گفت: خدايا اين مخلوق زيبا كيست؟ و من مي‏خواهم با او مأنوس و هم صحبت باشم و زماني كه صداي حوا را شنيد به حوا گفت چقدر خلقت تو زيباست! بنابراين خداوند متعال جمال و كشش خاصي را در درون زن قرار داده است كه اين كشش باعث مي‏شود مردان در خودشان گرايش زايد الوصفي نسبت به زنان احساس نمايند. طبيعي است كه اين گرايش زياد و اين دلربايي ممكن است مرد و حتی خود زن و جامعه را از اهداف اصلي‏اش دور ساخته و او را به گناه بكشاند. از اين رو اميرالمؤمنين (ع) دقتي كه به اين موضوع داشته‏اند خواسته‏اند با اين جمله حكيمانه مردان را از عواقب سوء گرايش‏هاي غير منطقي نسبت به زنان آگاه سازند. يعني اگر چه زن، شاهكار خلقت است و جذبه‏ها و جمال‏هاي دل ربايي دارد اما غرق شدن در اين امور و معطوف شدن توجه دائمي به ان مانند سم كشنده‏اي است كه انسان را از پا در مي‏آورد و موجبات هلاكت او را فراهم مي‏سازد و شايد از همين روست كه گفته شده است «من تعود أفخاذ النساء لم يفلح»[3] اگر كسي معتاد به زن شود و همه روزگارش با زن و كامجويي از او سپري شود به فلاح و رستگاري نخواهد رسيد. پس همان طور كه ملاحظه مي‏شود امير المؤمنين(ع) نخواسته‏اند به زنان توهين نمايند بلكه خواسته‏اند مردان را نسبت به عواقب سوء زن پرستي آگاه سازند.
همان طور که گفته شد امير المؤمنين(ع) درباره دنيا نيز بياني مشابه با همين تعبير دارد: «فانما مثل الدنيا مثل الحية، لين مسها قاتل سمها» يعني دنيا مثل آن مار خوش رنگي است كه رنگش زيبا، پوست آن بسيار نرم است اما درون آن سم كشنده‏اي است. آيا اين سخن حضرت امير (ع) مذمت دنياست؟ دنيايي كه همه پيامبران، اولياء، حكيمان، عارفان، صالحان و شهيدان در آن به كمال رسيده‏اند؟! دنيايي كه مظهر حق و محل تجارت اولياي الهي و سجده‌گاه دوستان خدا تلقي شده است؟ بديهي است كه علي (ع) در مقام مذمت دنيا نيست بلكه در صدد مذمت جذب دنيا شدن و گرفتار آمدن در زرق و برق آن است و يا اينكه وقتي مي‏گويند: اتومبيل خطرناك است نه اين كه اتومبيل چيز بدي است بلكه منظور اين است كه راننده را توجه داده تا از آن به نحو عاقلانه استفاده نمايد.
زن زبان گزنده اي دارد،اگر غضب كند ،حالت گزنده گي او بيشتر مي شود،ايراد مي گيرد ،پرخاش مي كند ولي گزندگي او شيرين است وبايد با مهارت تحمل كرد تا تبديل به تلخي نشود،زن زود رنج وحساس است اگر چيزي گفت نبايد زود عكس العمل نشان داد.در هر صورت اين بيان ويژگيهاي زن است ودر صدد تحقير نيست بلكه تبيين خصوصيات اوست تا طرفت را بشناسي وبا اين ويژگيها با او تعامل داشته باشي.اين خصوصيات با تربيت وهدايت مهار مي شود،وبا توجه به بعضي روايات ديگر كه وقتي زنها پير شدند خيرات آنها از بين مي رود وزبان تيز پيدا مي كنند بحارالانوار،ج103ص227 ح24 معلوم مي شود،اين ويژگي قابل تغيير است وهمه اينطور نيستند،ذات زن اين است مگر با تربيت ديني اين جهت مسير خوبي پيدا كند وحدّت زبان آنها كنترل شود.يعني امكان هدايت هست.
پیش نویس:
[1] . ترجمه‏غررمحلاتى.ج 1 . ص 403 .[2] . همان . ج 2 ص 198.[3] . شهيد ثاني، منية المريد، ص228
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100106523)