حديث «اطلبوا العلم و لو بالصين...»

در حديثي از پيامبر(ص) آمده كه « علم را بجوييد حتي اگر در چين باشد» حال سوال من اين است كه چرا پيامبر(ص) فرموده اند در چين، دليل آن چيست؟

پيامبر اکرم (ص) فرمود: «اطلبوا العلم بالصين فان طلب العلم فريضة علي کل مسلم » (6) براي تحصيل علم به دورترين نقطه عالم سفر کنيد و رابعا انسان مؤمن انديشه هاي حکيمانه را از هر که باشد فرا مي گيرد، حتي اگر مشرک يا منافق باشد.
از اين رو پيامبر اکرم (ص) فرمود: «الحکمة ضالة المؤمن ياخذها حيث وجدها» (7) حکمت و دانش حکيمانه گمشده مؤمن است هر جا که آن را يافت، دريافت مي کند. علي (ع) فرمود: «خذوا الحکمة ولو من المشرکين » (8) حکمت را فرا بگيريد اگرچه از مشرکين باشد.
و پيامبراکرم (ص) فرمود: «الحکمة ضالة المؤمن فخذ الحکمة ولو من اهل النفاق » (9) حکمت گمشده مؤمن است پس حکمت را فراگيريد گرچه از اهل نفاق باشد، زيرا ملاک ارزيابي گفته حق و يا باطل بودن آن است که انسان بايد حق را اقتباس و از باطل پرهيز کند از اين رو فرمود: «خذوا الحق من اهل الباطل و لا تاخذوا الباطل من اهل الحق، کونوا نقاد الکلام » (10) حق را از اهل باطل اخذ کنيد و باطل را از اهل حق دريافت نکنيد، نقاد سخن باشيد از اين رو فرمودند: «انظر الي ما قال و لاتنظر الي من قال » (11)
تحصيل علم از نظر اسلام يک ضرورت مطلق است و هيچ قيد و شرطي ندارد. «نه قيد زماني نه قيد مکاني وفردي ونه هيچ قيد ومحدوديت ديگري. از حديث معروف «اطلبوا العلم و لو بالصين؛علم را طلب کنيد؛ اگر درچين باشد»،درمي يابيم که از نظر اسلام،طلب علم فريضه اي است که جا ومکان خاصي نمي شناسد و محدوديت مکاني ندارد


علوم دو قسم اند. بعضى از علوم علاوه بر سعادت دنيا، سعادت آخرت انسان را هم تأمين مى‏كنند، يعنى اسنان را با ملكوتش آشنا مى‏سازند مثل علم توحيد و معرفت نفس و اخلاق، اين‏ها در درجه اول اهميت قرار دارند. علوم ديگر مثل فيزيك و رياضى علومى است كه براى رفع نيازها است.
دين اسلام چون جامع دنيا و آخرت است هر علمى را كه مورد نياز جامعه است و در تدين و تمدن انسان نقش سازنده دارد تجويز نموده است؛ منتها فرا گرفتن اين علوم مراتب دارد، گاه واجب عينى و گاه واجب كفايى است. بنابراين، حديث فوق شامل فيزيك و شيمى و رياضى و امثال اين‏ها هم خواهد شد. ليكن اگر كسى فيزيكدان يا رياضيدان بود بايد بداند نردبان خوبى در اختيار او قرار گرفته تا ترقى كند و بالا رود نه اين كه مانند مقنّى به چاه برود.
شما دنياى كنونى را كه بررسى كنيد مى‏بينيد قسمت مهم بودجه جهانى صرف سلاح‏هاى كشتار جمعى، مفاسد اخلاقى، قاچاق مواد مخدر و امثال آن و بخش كمى از آن جهت ارتزاق مردم مصرف مى‏شود. در حالى كه پيام رسمى اسلام چيز ديگرى است.
مرحوم كلينى رضوان اللَّه تعالى عليه حديثى را در اصول كافى نقل مى‏كند كه فردى آمد امام را زيارت كند عرض كرد: دو گروه از كافران به جان هم افتاده‏اند، خريد و فروش سلاح هم الان سود آور است، شما اجازه مى‏دهيد به اين‏ها اسلحه بفروشيم يا نه؟ حضرت جوابى داد كه با تحليل به سه فتوا منجر مى‏شود فرمود: 1. بفروش؛ 2. به هر دو گروه بفروش؛ 3. سلاح دفاعى بفروش نه كشتارى، سپر و زره و چكمه بفروش ولى دشنه و نيزه و شمشير و تير نفروش؛ اين را مى‏گويند آن علم اساسى كه به دست اين مهندسين ملكوتى است.
اين علم است كه گفتند تا چين برو و ياد بگير. يعنى هر علمى كه انسان را متخلق به اخلاق الهى كند، فيزيك باشد يا رياضى، طب باشد يا فقه، اگر آن خاصيت اصلى را داشت ارزش پيدا مى‏كند. ولى اگر انسان را به خدا نزديك نكرد هر چه باشد ولو علم دين، فايده ندارد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100130822)